curlicue

[ایالات متحده]/'kɜːlɪkjuː/
[بریتانیا]/'kɝlɪkju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیچ یا پیچش تزئینی
Word Forms
جمعcurlicues

جملات نمونه

White stuccowork of curlicue fills the blank spaces.

کفسازی سفید رنگ با طرح‌های اسلیمی، فضاهای خالی را پر می‌کند.

"curlicue,also curlycue:a fancy twist or curl, such as a flourish made with a pen."

"اسلیمی، همچنین اسلیمی: یک پیچ یا حلقه تزئینی، مانند یک تزئینات که با قلم انجام می‌شود."

She signed her name with a fancy curlicue at the end.

او نام خود را با یک اسلیمی زیبا در انتها امضا کرد.

The invitation was adorned with elegant curlicues.

دعوت‌نامه با اسلیمی‌های ظریف تزئین شده بود.

The artist added curlicues to the border of the painting.

هنرمند اسلیمی‌هایی را به حاشیه نقاشی اضافه کرد.

Her handwriting features intricate curlicues.

خط دست او دارای اسلیمی‌های پیچیده است.

The iron gate had beautiful curlicue designs.

در آهنی دارای طرح‌های اسلیمی زیبا بود.

The pastry chef created delicate curlicues with icing on the cake.

سرآشپز شیرینی با استفاده از خامه‌ای روی کیک، اسلیمی‌های ظریفی ایجاد کرد.

The calligrapher's work is known for its graceful curlicues.

کار خوشنویس به خاطر اسلیمی‌های ظریفش شناخته شده است.

The vintage mirror frame is adorned with intricate curlicues.

قاب آینه‌ی قدیمی با اسلیمی‌های پیچیده تزئین شده است.

The wrought iron staircase railing featured ornate curlicues.

نرده‌های پله‌های آهنی آهنگری شده دارای اسلیمی‌های تزئینی بودند.

The antique furniture was embellished with delicate curlicues.

اثاثات قدیمی با اسلیمی‌های ظریف تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید