curried

[ایالات متحده]/'kʌrɪd/
[بریتانیا]/'kɝɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پخته یا طعم‌دار شده با ادویه‌های کاری

عبارات و ترکیب‌ها

curried chicken

مرغ کاری

curried vegetables

سبزیجات کاری

curried rice

برنج کاری

curried lamb

گوشت بره کاری

curried beef

گوشت گاو کاری

جملات نمونه

She curried the favor of her boss to get a promotion.

او برای گرفتن ترفیع مقام، لطف رئیس خود را جلب کرد.

The chef curried the chicken with a blend of spices.

سرآشپز مرغ را با ترکیبی از ادویه‌ها مزه‌دار کرد.

He curried his horse before the big race.

او قبل از مسابقه بزرگ، اسب خود را آماده کرد.

Curried vegetables are a popular dish in Indian cuisine.

سبزیجات مزه‌دار یک غذای محبوب در آشپزی هندی هستند.

She curried the leather boots to keep them shiny.

او چکمه‌های چرمی را مزه‌دار کرد تا آن‌ها را براق نگه دارد.

The restaurant serves a delicious curried lamb stew.

رستوران یک غذای خوشمزه خورشت بره مزه‌دار سرو می‌کند.

He curried the horse with a gentle hand.

او با دستانی آرام اسب را آماده کرد.

Curried rice is a common side dish in many Asian countries.

برنج مزه‌دار یک غذای جانبی رایج در بسیاری از کشورهای آسیایی است.

The aroma of curried chicken filled the kitchen.

بوی خوش عطر مرغ مزه‌دار آشپزخانه را پر کرد.

She curried her hair before the important meeting.

او قبل از جلسه مهم، موهای خود را آماده کرد.

نمونه‌های واقعی

Malaysian curry jam, scallions, cilantro, and onions.

مارمالاد کاری مالزیایی، پیازچه، گشنیز و پیاز

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Oh, it's a curry. Of course it's a curry, for James Currie.

اوه، این یک کاریه. البته که یک کاریه، برای جیمز کری.

منبع: Gourmet Base

I'm going to start by making a light fish curry.

من قصد دارم با درست کردن یک کاری سبک ماهی شروع کنم.

منبع: Victoria Kitchen

Now, what's in this? - A curried chicken, sir.

حالا در این چه چیزی وجود دارد؟ - یک مرغ کاری، قربان.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

Yeah, if you like hot curry.

بله، اگر کاری تند دوست دارید.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

Yes. please bring me chicken curry.

بله. لطفا مرغ کاری برای من بیاورید.

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Dining Edition

You know Feifei, I've just cooked an amazing curry.

می‌دانید فیفی، من همین الان یک کاری فوق العاده درست کرده‌ام.

منبع: BBC Authentic English

Another friend orders a curry, but they aren't happy with it.

یک دوست دیگر یک کاری سفارش می‌دهد، اما از آن راضی نیست.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

I went to a restaurant the other day and ordered a curry.

من روزی به یک رستوران رفتم و یک کاری سفارش دادم.

منبع: BBC Authentic English

In front of you, you have fried chicken with a curried ketchup.

جلو شما مرغ سرخ شده با کچاپ کاری وجود دارد.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید