cursive

[ایالات متحده]/'kɜːsɪv/
[بریتانیا]/'kɝsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نوشته شده به خط پیوسته و روان
n. خط پیوسته و روان

عبارات و ترکیب‌ها

cursive handwriting

خط خوشنویسی

cursive font

فونت خوشنویسی

cursive script

نمای خوشنویسی

cursive hand

خط دستی خوشنویسی

جملات نمونه

She writes in cursive.

او به خط نستعلیق می‌نویسد.

The invitation was written in beautiful cursive.

دعوت‌نامه به خط نستعلیق زیبا نوشته شده بود.

Learning cursive handwriting is important.

یادگیری خوشنویسی نستعلیق مهم است.

The old document was in elegant cursive script.

سند قدیمی با خط نستعلیق زیبا نوشته شده بود.

His signature is in cursive.

امضای او به خط نستعلیق است.

She practiced writing her name in cursive.

او تمرین کرد که نام خود را به خط نستعلیق بنویسد.

The teacher taught the students how to write in cursive.

معلم به دانش‌آموزان آموزش داد که چگونه به خط نستعلیق بنویسند.

Cursive writing is considered a dying art.

خط نستعلیق به عنوان یک هنر در حال انقراض در نظر گرفته می‌شود.

The letter was beautifully written in cursive.

نامه به خط نستعلیق زیبا نوشته شده بود.

She prefers writing in cursive rather than print.

او ترجیح می‌دهد به جای چاپ، به خط نستعلیق بنویسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید