cushat

[ایالات متحده]/ˈkʌʃət/
[بریتانیا]/ˈkʌʃæt/

ترجمه

n. نوعی کبوتر با دمی متمایز؛ نام دیگری برای همان گونه
Word Forms
جمعcushats

عبارات و ترکیب‌ها

cushat bird

پرنده کوشات

cushat call

صدای کوشات

cushat nest

لانه کوشات

cushat song

آهنگ کوشات

cushat feathers

پرهای کوشات

cushat flight

پرواز کوشات

cushat habitat

زیستگاه کوشات

cushat species

گونه کوشات

cushat behavior

رفتار کوشات

cushat population

جمعیت کوشات

جملات نمونه

the cushat coos softly in the trees.

مرغ عشق به آرامی در درختان صدا می‌کند.

we spotted a cushat during our hike.

ما در حین پیاده‌روی یک مرغ عشق دیدیم.

the cushat is known for its beautiful plumage.

مرغ عشق به خاطر پرهای زیبا و دیدنی‌اش معروف است.

many people enjoy watching the cushat in the park.

بسیاری از مردم از تماشای مرغ عشق در پارک لذت می‌برند.

the cushat's call can be heard from afar.

صدای مرغ عشق را می‌توان از دور شنید.

in spring, the cushat becomes more vocal.

در بهار، مرغ عشق پرگویاتر می‌شود.

we learned about the cushat's habitat in class.

ما در کلاس درباره زیستگاه مرغ عشق یاد گرفتیم.

the cushat is often mistaken for a dove.

مرغ عشق اغلب با کبوتر اشتباه گرفته می‌شود.

photographers love to capture images of the cushat.

عکاسان عاشق ثبت تصاویر از مرغ عشق هستند.

in folklore, the cushat symbolizes peace.

در فولکلور، مرغ عشق نماد صلح است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید