cushaws

[ایالات متحده]/ˈkʌʃɔː/
[بریتانیا]/ˈkʌʃɔː/

ترجمه

n. نوعی کدو یا کدو تنبل

عبارات و ترکیب‌ها

cushaw pie

شیرجه کشاوی

cushaw soup

سوپ کشاوی

cushaw bread

نان کشاوی

cushaw seeds

دانه‌های کشاوی

cushaw squash

کدو کشاوی

cushaw festival

جشنواره کشاوی

cushaw casserole

کاسرول کشاوی

cushaw puree

پوره کشاوی

cushaw salad

سالاد کشاوی

cushaw recipe

دستور العمل کشاوی

جملات نمونه

she made a delicious soup with cushaw.

او سوپ خوشمزه ای با کُشا درست کرد.

cushaw can be roasted for a hearty meal.

می‌توان کُشا را برای یک وعده غذایی مقوی کباب کرد.

we grew cushaw in our garden this year.

ما امسال کُشا را در باغ خود پرورش دادیم.

cushaw pie is a popular dessert in the fall.

شیرینی کُشا یک دسر محبوب در فصل پاییز است.

you can use cushaw in both sweet and savory dishes.

می‌توانید از کُشا هم در غذاهای شیرین و هم در غذاهای شور استفاده کنید.

the cushaw was harvested just in time for thanksgiving.

کُشا درست به موقع برای روز شکرگزاری برداشت شد.

she learned how to cook cushaw from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه کُشا را از مادربزرگش بپزد.

cushaw is often used in traditional southern recipes.

کُشا اغلب در دستورالعمل‌های سنتی جنوب استفاده می‌شود.

he enjoys growing cushaw because it's easy to care for.

او از پرورش کُشا لذت می‌برد زیرا مراقبت از آن آسان است.

using cushaw in salads adds a unique flavor.

استفاده از کُشا در سالادها طعم منحصر به فردی به آن می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید