| جمع | dabblers |
dabbler in art
هنرمند آماتور
dabbler in music
موسیقیدان آماتور
dabbler in science
دانشمند آماتور
dabbler in writing
نویسنده آماتور
dabbler in cooking
سرآشپز آماتور
dabbler in sports
ورزشکار آماتور
dabbler in photography
عکاس آماتور
dabbler in design
طراح آماتور
dabbler in gardening
باغبانی آماتور
dabbler in technology
متخصص فناوری آماتور
he is just a dabbler in painting.
او فقط یک علاقهمند به نقاشی است.
many dabblers try their hand at photography.
بسیاری از علاقهمندان سعی میکنند در عکاسی دستی داشته باشند.
she is a dabbler in various musical instruments.
او به انواع سازهای موسیقی علاقه دارد.
being a dabbler, he never commits to one hobby.
به عنوان یک علاقهمند، او هرگز به یک سرگرمی متعهد نمیشود.
as a dabbler in gardening, she enjoys planting flowers.
به عنوان یک علاقهمند به باغبانی، از کاشتن گلها لذت میبرد.
his dabbler status in cooking means he rarely follows recipes.
وضعیت علاقهمند او در آشپزی به این معنی است که به ندرت دستورالعملها را دنبال میکند.
many dabblers in writing find their voice over time.
بسیاری از علاقهمندان در نویسندگی، در طول زمان صدای خود را پیدا میکنند.
she considers herself a dabbler in fashion design.
او خود را به عنوان یک علاقهمند به طراحی مد در نظر میگیرد.
he is a dabbler in technology, always trying new gadgets.
او به عنوان یک علاقهمند به فناوری، همیشه در حال امتحان کردن گجتهای جدید است.
as a dabbler in sports, he enjoys playing different games.
به عنوان یک علاقهمند به ورزش، از بازی کردن بازیهای مختلف لذت میبرد.
dabbler in art
هنرمند آماتور
dabbler in music
موسیقیدان آماتور
dabbler in science
دانشمند آماتور
dabbler in writing
نویسنده آماتور
dabbler in cooking
سرآشپز آماتور
dabbler in sports
ورزشکار آماتور
dabbler in photography
عکاس آماتور
dabbler in design
طراح آماتور
dabbler in gardening
باغبانی آماتور
dabbler in technology
متخصص فناوری آماتور
he is just a dabbler in painting.
او فقط یک علاقهمند به نقاشی است.
many dabblers try their hand at photography.
بسیاری از علاقهمندان سعی میکنند در عکاسی دستی داشته باشند.
she is a dabbler in various musical instruments.
او به انواع سازهای موسیقی علاقه دارد.
being a dabbler, he never commits to one hobby.
به عنوان یک علاقهمند، او هرگز به یک سرگرمی متعهد نمیشود.
as a dabbler in gardening, she enjoys planting flowers.
به عنوان یک علاقهمند به باغبانی، از کاشتن گلها لذت میبرد.
his dabbler status in cooking means he rarely follows recipes.
وضعیت علاقهمند او در آشپزی به این معنی است که به ندرت دستورالعملها را دنبال میکند.
many dabblers in writing find their voice over time.
بسیاری از علاقهمندان در نویسندگی، در طول زمان صدای خود را پیدا میکنند.
she considers herself a dabbler in fashion design.
او خود را به عنوان یک علاقهمند به طراحی مد در نظر میگیرد.
he is a dabbler in technology, always trying new gadgets.
او به عنوان یک علاقهمند به فناوری، همیشه در حال امتحان کردن گجتهای جدید است.
as a dabbler in sports, he enjoys playing different games.
به عنوان یک علاقهمند به ورزش، از بازی کردن بازیهای مختلف لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید