dactylogram

[ایالات متحده]/ˈdæktɪləɡræm/
[بریتانیا]/ˈdæk.tɪ.lə.ɡræm/

ترجمه

n. اثر انگشت؛ نشانه‌ای که توسط انگشت ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dactylogram analysis

تحلیل داکتالوگرام

dactylogram identification

شناسایی داکتالوگرام

dactylogram matching

تطابق داکتالوگرام

dactylogram database

پایگاه داده داکتالوگرام

dactylogram capture

گرفتن داکتالوگرام

dactylogram verification

تایید داکتالوگرام

dactylogram sample

نمونه داکتالوگرام

dactylogram pattern

الگوی داکتالوگرام

dactylogram evidence

اثبات داکتالوگرام

dactylogram technology

فناوری داکتالوگرام

جملات نمونه

the police collected his dactylogram at the crime scene.

پلیس داکتالوگرام او را در صحنه جرم جمع‌آوری کرد.

a dactylogram can be used as evidence in court.

می‌توان از داکتالوگرام به عنوان مدرک در دادگاه استفاده کرد.

she was fascinated by the study of dactylograms.

او مجذوب مطالعه داکتالوگرام‌ها بود.

his dactylogram matched the one found on the weapon.

داکتالوگرام او با داکتالوگرام یافت شده روی سلاح مطابقت داشت.

forensic experts analyze dactylograms to identify suspects.

متخصصان پزشکی قانونی داکتالوگرام‌ها را برای شناسایی مظنونان تجزیه و تحلیل می‌کنند.

each person's dactylogram is unique and can confirm identity.

داکتالوگرام هر فرد منحصر به فرد است و می‌تواند هویت را تأیید کند.

they took his dactylogram during the booking process.

آنها در طول فرآیند ثبت نام، داکتالوگرام او را برداشتند.

the dactylogram revealed important clues about the suspect.

داکتالوگرام سرنخ‌های مهمی در مورد مظنون نشان داد.

understanding dactylograms is essential for forensic science.

درک داکتالوگرام‌ها برای علم پزشکی قانونی ضروری است.

he studied the patterns in dactylograms for his research.

او الگوهای موجود در داکتالوگرام‌ها را برای تحقیقات خود مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید