dada

[ایالات متحده]/'dædə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بابا، پدر
Word Forms
جمعdadas

عبارات و ترکیب‌ها

Dada art movement

جنبش هنری دادا

Dadaist

داداییست

Dadaism

داداísmo

Dada poet

شاعر دادا

جملات نمونه

Dada is a form of artistic expression.

دادا یک شکل از بیان هنری است.

The artist embraced the Dada movement.

هنرمند از جنبش دادا استقبال کرد.

Dada art often includes unconventional materials.

هنر دادا اغلب شامل مواد غیرمتعارف است.

She found inspiration in the chaos of Dadaism.

او الهام را در هرج و مرج داادیسم یافت.

The Dadaists challenged traditional artistic norms.

داادایی ها هنجارهای هنری سنتی را به چالش کشیدند.

Dada performances are known for their unpredictability.

اجراهای دادا به دلیل پیش‌بینی‌ناپذیری خود شناخته می‌شوند.

The Dada movement emerged in the early 20th century.

جنبش دادا در اوایل قرن بیستم ظهور کرد.

Dada artists often used satire in their work.

هنرمندان دادا اغلب از طنز در آثار خود استفاده می کردند.

The Dada movement influenced many later art forms.

جنبش دادا بر بسیاری از اشکال هنری بعدی تأثیر گذاشت.

Dadaism sought to challenge the status quo.

داادیسم به دنبال به چالش کشیدن وضعیت موجود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید