dahs

[ایالات متحده]/dɑː/
[بریتانیا]/dɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقوی کوتاه یا ضربه بلند؛ چاقوی بزرگ یا ضربه بلند

عبارات و ترکیب‌ها

dah moment

لحظه

dah effect

اثر

dah feeling

احساس

dah thought

فکر

dah realization

درک

dah idea

ایده

dah insight

بینش

dah response

پاسخ

dah change

تغییر

جملات نمونه

she said, "dah, i forgot my keys!"

او گفت، «دَهم، کلیدهایم را فراموش کردم!»

he looked at me and said, "dah, that makes sense."

او به من نگاه کرد و گفت، «دَهم، این منطقی است.»

when i realized my mistake, i thought, "dah, how could i be so careless?"

وقتی متوجه اشتباه خودم شدم، فکر کردم، «دَهم، چطور می‌توانستم اینقدر بی‌احتیاط باشم؟»

"dah, i always forget to bring my lunch," she complained.

after finishing the project, i thought, "dah, that was easier than i expected."

بعد از اتمام پروژه، فکر کردم، «دَهم، این آسان‌تر از آن چیزی بود که فکر می‌کردم.»

he exclaimed, "dah, i can't believe i won the lottery!"

او با هیجان گفت، «دَهم، نمی‌توانم باور کنم که من ببرنده لوتری شدم!»

when she saw the surprise party, she gasped, "dah, you all did this for me?"

وقتی او مهمانی غافلگیری را دید، با تعجب گفت، «دَهم، شما همه این کار را برای من کردید؟»

during the meeting, he said, "dah, i forgot to mention that point."

در طول جلسه، او گفت، «دَهم، فراموش کردم آن نکته را ذکر کنم.»

after realizing the time, she sighed, "dah, i'm going to be late!"

بعد از اینکه متوجه زمان شد، او آهی کشید، «دَهم، دیر خواهم شد!»

when i saw the mess, i muttered, "dah, i need to clean this up."

وقتی آشفتگی را دیدم، غرغر کردم، «دَهم، باید این را تمیز کنم.»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید