daikon

[ایالات متحده]/ˈdaɪ.kɒn/
[بریتانیا]/ˈdaɪ.kɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.داشته بزرگ سفید
Word Forms
جمعdaikons

عبارات و ترکیب‌ها

daikon salad

سالاد ردیاب دايكون

pickled daikon

ردیاب دايكون ترشی شده

daikon soup

سوپ ردیاب دايكون

daikon radish

ردیاب دايكون

daikon cake

کیک ردیاب دايكون

daikon stir-fry

ته‌دیگ ردیاب دايكون

daikon chips

چیپس ردیاب دايكون

daikon noodles

نان ردیاب دايكون

daikon slaw

سالاد ردیاب دايكون

daikon puree

پوره ردیاب دايكون

جملات نمونه

i added daikon to my salad for extra crunch.

من ترب سفید را به سالاد خود برای افزایش تردی اضافه کردم.

daikon is often used in japanese cuisine.

ترب سفید اغلب در آشپزی ژاپنی استفاده می شود.

she made a delicious soup with daikon and pork.

او یک سوپ خوشمزه با ترب سفید و گوشت خوک درست کرد.

daikon can be pickled for a tasty side dish.

می توان ترب سفید را ترشی کرد تا یک غذای جانبی خوشمزه باشد.

in winter, i love to eat daikon stew.

در زمستان، من عاشق خوردن خوراک ترب سفید هستم.

daikon is rich in nutrients and low in calories.

ترب سفید سرشار از مواد مغذی و کم کالری است.

he grew daikon in his home garden this year.

او امسال ترب سفید را در باغ خانگی خود کشت.

daikon radish is a popular ingredient in kimchi.

ترب سفید یک ماده محبوب در کیمچی است.

she grated daikon to use as a garnish.

او رنده کرد ترب سفید برای استفاده به عنوان زینت.

daikon can be roasted for a different flavor.

می توان ترب سفید را کباب کرد تا طعم متفاوتی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید