fresh daikons
کلمن داikon تازه
pickled daikons
کلمن داikon ترشی شده
sliced daikons
کلمن داikon اسلایس شده
daikons salad
سالاد کلمن داikon
roasted daikons
کلمن داikon برشته شده
daikons soup
سوپ کلمن داikon
daikons stir-fry
تهیه داikon با سرخ کردن
daikons recipe
دستور تهیه کلمن داikon
daikons benefits
فواید کلمن داikon
daikons variety
نوع کلمن داikon
daikons can be used in a variety of dishes.
میتوان از ریشه گندمی در انواع غذاها استفاده کرد.
she loves to pickle daikons for the winter.
او دوست دارد ریشه گندمی را برای زمستان ترشی کند.
daikons are rich in vitamins and minerals.
ریشه گندمی سرشار از ویتامینها و مواد معدنی است.
he added sliced daikons to the salad for extra crunch.
او ریشه گندمی خرد شده به سالاد اضافه کرد تا تردی بیشتری داشته باشد.
daikons can be roasted or stir-fried.
میتوان ریشه گندمی را کباب کرد یا با آن سرخ کرد.
the soup was enhanced with daikons and other vegetables.
سوپ با ریشه گندمی و سایر سبزیجات طعمدار شد.
she prefers to eat raw daikons with dipping sauce.
او ترجیح میدهد ریشه گندمی خام را با سس میل کند.
daikons are often used in japanese cuisine.
ریشه گندمی اغلب در آشپزی ژاپنی استفاده میشود.
he grew daikons in his home garden.
او ریشه گندمی را در باغ خانگی خود پرورش داد.
daikons can help improve digestion.
ریشه گندمی میتواند به بهبود گوارش کمک کند.
fresh daikons
کلمن داikon تازه
pickled daikons
کلمن داikon ترشی شده
sliced daikons
کلمن داikon اسلایس شده
daikons salad
سالاد کلمن داikon
roasted daikons
کلمن داikon برشته شده
daikons soup
سوپ کلمن داikon
daikons stir-fry
تهیه داikon با سرخ کردن
daikons recipe
دستور تهیه کلمن داikon
daikons benefits
فواید کلمن داikon
daikons variety
نوع کلمن داikon
daikons can be used in a variety of dishes.
میتوان از ریشه گندمی در انواع غذاها استفاده کرد.
she loves to pickle daikons for the winter.
او دوست دارد ریشه گندمی را برای زمستان ترشی کند.
daikons are rich in vitamins and minerals.
ریشه گندمی سرشار از ویتامینها و مواد معدنی است.
he added sliced daikons to the salad for extra crunch.
او ریشه گندمی خرد شده به سالاد اضافه کرد تا تردی بیشتری داشته باشد.
daikons can be roasted or stir-fried.
میتوان ریشه گندمی را کباب کرد یا با آن سرخ کرد.
the soup was enhanced with daikons and other vegetables.
سوپ با ریشه گندمی و سایر سبزیجات طعمدار شد.
she prefers to eat raw daikons with dipping sauce.
او ترجیح میدهد ریشه گندمی خام را با سس میل کند.
daikons are often used in japanese cuisine.
ریشه گندمی اغلب در آشپزی ژاپنی استفاده میشود.
he grew daikons in his home garden.
او ریشه گندمی را در باغ خانگی خود پرورش داد.
daikons can help improve digestion.
ریشه گندمی میتواند به بهبود گوارش کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید