radish

[ایالات متحده]/'rædɪʃ/
[بریتانیا]/'rædɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبزی ریشه‌ای کوچک که در سالادها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعradishes

عبارات و ترکیب‌ها

pickled radish

ترشی ریشه

radish salad

سالاد ریشه

chinese radish

ریشه چینی

radish seed

بذر ریشه

جملات نمونه

The analysis of the volatile nonenzymatic degradation products and enzymatic degradation of glucoraphenin in red radish and red radish colour by gas chromatography is discussed.

تجزیه محصولات غیر آنزیمی فرار تخریب و تخریب آنزیمی گلوکورافنین در ریشه قرمز و رنگ ریشه قرمز با استفاده از کروماتوگرافی گازی مورد بحث قرار می گیرد.

MAMMIE: We ain't got nothing but radishes in the garden.

مامِی: ما چیزی جز تربچه در باغ نداریم.

We used to bury radishes under the soil to keep fresh and dig them up in time of need.

ما معمولاً تربچه ها را زیر خاک دفن می کردیم تا تازه بمانند و در زمان نیاز آنها را بیرون می آوردیم.

Description : Cover crops for Conservation Agriculture, diversification and biodiversity: Radish (IAPAR variety), very effective for weed control, decompaction and good fodder;

توضیحات: پوشش گیاهی برای کشاورزی حفاظتی، تنوع‌بخشی و تنوع زیستی: رادیکش (نوع IAPAR)، بسیار مؤثر برای کنترل علف‌های هرز، از بین بردن فشردگی و خوراک خوب;

Botany Any of various plants in the mustard family (Cruciferae or Brassicaceae), which includes the alyssum, candytuft, cabbage, radish, broccoli, and many weeds.

گیاه‌شناسی: هر یک از گیاهان مختلف در خانواده خردل (Cruciferae یا Brassicaceae)، که شامل خردگل، κανντυft، کلم، تربچه، گل کلم و بسیاری از علف‌های هرز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید