radishes

[ایالات متحده]/ˈrædɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈrædɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبزیجات ریشه‌ای کوچک که اغلب در سالادها استفاده می‌شوند؛ انواع مختلف تربچه

عبارات و ترکیب‌ها

fresh radishes

تربچه تازه

radishes salad

سالاد تربچه

pickled radishes

تربچه‌های ترشی

radishes greens

برگ‌های تربچه

radishes soup

سوپ تربچه

radishes dip

دپ تربچه

radishes sprouts

جوانه های تربچه

radishes bunch

بسته تربچه

radishes variety

نوع تربچه

radishes dish

غذا با تربچه

جملات نمونه

she loves to eat radishes in her salad.

او عاشق خوردن تربچه در سالادش است.

radishes are a great source of vitamin c.

تربچه منبع خوبی از ویتامین c است.

we planted radishes in our garden this spring.

ما این بهار تربچه در باغ خود کاشتیم.

radishes can add a spicy crunch to dishes.

تربچه می تواند یک طعم تند و ترد به غذاها اضافه کند.

he picked fresh radishes from the market.

او تربچه تازه از بازار خرید.

radishes come in various colors and shapes.

تربچه در رنگ ها و شکل های مختلف وجود دارد.

she grated radishes for the tacos.

او برای تاکوهایش تربچه رنده کرد.

radishes can be eaten raw or cooked.

می توان تربچه را خام یا پخته خورد.

he added sliced radishes to his sandwich.

او برش های تربچه به ساندویچ خود اضافه کرد.

radishes are often used in asian cuisine.

تربچه اغلب در آشپزی آسیایی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید