dalmatians

[ایالات متحده]/dæl'meʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دالماتیا
n. شخصی از دالماتیا، یک سگ دالماتین

جملات نمونه

Here are sturdy animals with as different personalities and appearances as the Chow Chow, Dalmatian, French Bulldog, and Keeshond.

اینجا حیوانات مستحکم با شخصیت‌ها و ظاهری به اندازه چاو چاو، دالمیشن، بولداگ فرانسوی و کیشوند وجود دارند.

The dalmatian has black spots on a white coat.

داشه دارتمان دارای لکه‌های سیاه روی پوشش سفید است.

She adopted a dalmatian from the shelter.

او یک داشه دارتمان را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

Dalmatians are known for their distinctive coat pattern.

داشه دارتمن‌ها به دلیل الگوی پوشش متمایزشان شناخته می‌شوند.

The dalmatian puppy wagged its tail happily.

سگ کوچک داشه دارتمان با خوشحالی دم خود را تکان داد.

The firehouse mascot is a dalmatian named Sparky.

ماسکوت ایستگاه آتش‌نشانی یک داشه دارتمان به نام اسپارکی است.

Dalmatians are energetic and playful dogs.

داشه دارتمن‌ها سگ‌هایی پرانرژی و بازیگوش هستند.

The children love playing with the dalmatian in the park.

کودکان عاشق بازی با داشه دارتمان در پارک هستند.

The dalmatian breed originated in Croatia.

نژاد داشه دارتمان در کرواسی منشا دارد.

Dalmatians are often used as firehouse dogs.

اغلب از داشه دارتمن‌ها به عنوان سگ ایستگاه آتش‌نشانی استفاده می‌شود.

She dressed up her dalmatian in a cute costume for Halloween.

او داشه دارتمان خود را برای هالووین با یک لباس زیبا پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید