damselfly

[ایالات متحده]/ˈdæmzəflaɪ/
[بریتانیا]/ˈdæmzəflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی حشره مشابه سنجاقک؛ حشره‌ای با بدن باریک که به زیررده Zygoptera تعلق دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

damselfly species

گونه‌های نیاسرپایان

damselfly habitat

زیستگاه نیاسرپایان

damselfly behavior

رفتار نیاسرپایان

damselfly wings

بال‌های نیاسرپایان

damselfly larvae

لاروهای نیاسرپایان

damselfly identification

شناسایی نیاسرپایان

damselfly population

جمعیت نیاسرپایان

damselfly mating

جفت‌گیری نیاسرپایان

damselfly colors

رنگ‌های نیاسرپایان

damselfly flight

پرواز نیاسرپایان

جملات نمونه

the damselfly perched gracefully on the leaf.

برگ، حشره لانه‌پرو به ظرافت نشسته بود.

we observed the damselfly's vibrant colors in the sunlight.

ما رنگ‌های زنده حشره لانه‌پرو را در نور خورشید مشاهده کردیم.

the damselfly is often mistaken for a dragonfly.

حشره لانه‌پرو اغلب با حشره بال‌پری اشتباه گرفته می‌شود.

in the pond, the damselfly danced above the water.

در حوض، حشره لانه‌پرو بر روی آب می‌رقصید.

children love to chase the damselfly in the garden.

بچه‌ها عاشق تعقیب حشره لانه‌پرو در باغ هستند.

the damselfly's delicate wings shimmer in the breeze.

بال‌های ظریف حشره لانه‌پرو در نسیم می‌درخشند.

watching the damselfly can be a peaceful experience.

تماشای حشره لانه‌پرو می‌تواند تجربه‌ای آرامش‌بخش باشد.

the damselfly is an important part of the ecosystem.

حشره لانه‌پرو بخش مهمی از اکوسیستم است.

photographers often seek out the damselfly for its beauty.

عکاسان اغلب به خاطر زیبایی‌اش حشره لانه‌پرو را پیدا می‌کنند.

we found a damselfly resting on the water lily.

ما یک حشره لانه‌پرو را در حال استراحت روی نیلوفر آبی پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید