dane

[ایالات متحده]/dein/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از دانمارک
Word Forms
جمعdanes

عبارات و ترکیب‌ها

Great Dane

دوبرمن

Dane County

داون کانتی

Dane Cook

دین کوک

Dane DeHaan

دین دهان

جملات نمونه

Great Danes are known for their gentle giant demeanor.

داین‌های بزرگ به خاطر رفتار مهربان و غول‌آسا معروف هستند.

She danced with her Great Dane in the park.

او با سگ بزرگ دان خود در پارک رقصید.

The Dane was impressed by the traditional Chinese architecture.

دان تحت تأثیر معماری سنتی چینی قرار گرفت.

He invited his Dane friends over for dinner.

او دوستان دان خود را برای شام دعوت کرد.

The Dane embassy hosted a cultural event last night.

سفارت دان شب گذشته میزبان یک رویداد فرهنگی بود.

The Dane pastry shop is famous for its delicious treats.

فروشگاه شیرینی دان به خاطر خوراکی‌های خوشمزه خود مشهور است.

She adopted a Dane mix from the animal shelter.

او یک سگ دان میکس را از پناهگاه حیوانات به فرزندی پذیرفت.

The Dane of the group always tells the best jokes.

دان گروه همیشه بهترین لطبه‌ها را تعریف می‌کند.

The Dane language is quite different from English.

زبان دان بسیار متفاوت از انگلیسی است.

He brought a Dane flag to the international festival.

او یک پرچم دان را به جشنواره بین‌المللی آورد.

نمونه‌های واقعی

It can't be tea, clue three tells you that's the Dane.

نمی‌تواند چای باشد، سرنخ سوم به شما می‌گوید که آن مربوط به دانمارکی است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Jacob Kirkegaard, senior fellow at the Peterson Institute in Washington, is himself a Dane.

ج Jacob Kirkegaard، محقق ارشد در موسسه Peterson در واشنگتن، خود یک دانمارکی است.

منبع: 6 Minute English

" Of course. They taste of great danes."

البته. آنها طعم سگ‌های دانمارکی را دارند.

منبع: Dream Blower Giant

Danes consider themselves " the anarchists of the Nordic countries" .

دانمارکی‌ها خود را " آنارشیست‌های کشورهای اسکاندیناوی" می‌دانند.

منبع: The Economist (Summary)

You're talking like a Dane now, Georgina.

حالا مثل یک دانمارکی صحبت می‌کنی، جورجینا.

منبع: 6 Minute English

Lots of useful tips there, Georgina, for feeling as happy as a Dane.

نکات مفید زیادی وجود دارد، جورجینا، برای احساس شادی مانند یک دانمارکی.

منبع: 6 Minute English

If congress wouldn't dane to remember the ladies then, by God, Abigail would.

اگر کنگره نمی‌خواست به یاد بیاورد که خانم‌ها چه می‌خواهند، به خدا، ابیگال این کار را انجام می‌داد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Leaders listened as Dane presented his arguments. Then, they all voted to lift the ban.

رهبران به صحبت‌های دان گوش دادند. سپس همه آنها رای به لغو ممنوعیت دادند.

منبع: VOA Special December 2018 Collection

" Please do, " Sophie said. " Danes from Denmark is tasting ever so much of dogs."

"لطفا این کار را انجام دهید،" سوفی گفت. " دانمارکی‌های دانمارک طعم سگ‌ها را دارد.

منبع: Dream Blower Giant

Little Zeus and a much bigger dog, Marley the Great Dane, are the current program members.

زئوس کوچک و یک سگ بسیار بزرگتر، مارلی دانمارکی بزرگ، اعضای فعلی برنامه هستند.

منبع: VOA Slow English - America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید