dangler

[ایالات متحده]/ˈdæŋɡlə/
[بریتانیا]/ˈdæŋɡlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیء که آویزان می‌شود و تاب می‌خورد؛ گوشواره؛ مردی که زنان را تعقیب می‌کند
Word Forms
جمعdanglers

عبارات و ترکیب‌ها

dangler hook

قلاب آویز

fishing dangler

آویز ماهیگیری

dangler charm

جذابیت آویز

dangler earring

گوشواره آویز

dangler accessory

لوازم جانبی آویز

dangler toy

اسباب بازی آویز

keychain dangler

آویز کلید

dangler light

چراغ آویز

dangler piece

قطعه آویز

dangler design

طراحی آویز

جملات نمونه

the keychain has a dangler that adds charm.

کلیددار دارای آویزنی است که جذابیت اضافه می‌کند.

she loves the dangler on her phone case.

او عاشق آویز روی قاب گوشی‌اش است.

the dangler on the necklace caught my eye.

آویز روی گردنبند نظر من را جلب کرد.

he bought a new dangler for his backpack.

او یک آویز جدید برای کوله‌پشتی‌اش خرید.

the car's rearview mirror had a colorful dangler.

آینه عقب ماشین دارای آویزی رنگارنگ بود.

she attached a dangler to her purse for decoration.

او برای تزئین یک آویز به کیف خود وصل کرد.

the dangler swayed gently in the breeze.

آویز به آرامی در نسیم تاب می‌خورد.

he collects danglers from different countries.

او آویزها را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

the dangler represents good luck in their culture.

آویز در فرهنگ آنها نمادی از شانس خوب است.

she made a beautiful dangler from beads and strings.

او یک آویز زیبا از مهره‌ها و نخ‌ها درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید