danseuse

[ایالات متحده]/dænˈsɜːz/
[بریتانیا]/dænˈsuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رقصنده باله زن; هنرمند باله زن
Word Forms
جمعdanseuses

عبارات و ترکیب‌ها

famous danseuse

رقصنده مشهور

talented danseuse

رقصنده با استعداد

classical danseuse

رقصنده کلاسیک

ballet danseuse

رقصنده باله

young danseuse

رقصنده جوان

professional danseuse

رقصنده حرفه‌ای

exquisite danseuse

رقصنده مجلل

graceful danseuse

رقصنده باوقار

renowned danseuse

رقصنده مشهور

veteran danseuse

رقصنده با تجربه

جملات نمونه

the danseuse performed beautifully on stage.

رقصنده به زیبایی روی صحنه اجرا کرد.

she trained hard to become a professional danseuse.

او سخت تمرین کرد تا به یک رقصنده حرفه‌ای تبدیل شود.

the audience applauded the talented danseuse.

تماشاگران به رقصنده با استعداد دست تنهائی زدند.

every danseuse dreams of dancing in a grand ballet.

هر رقصنده ای رویای رقصیدن در یک باله بزرگ را دارد.

her passion for dance made her an exceptional danseuse.

اشتیاق او به رقص او را به یک رقصنده استثنایی تبدیل کرد.

the danseuse's grace captivated the entire audience.

ظرافت رقصنده کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.

many aspiring danseuses look up to her as a role model.

بسیاری از رقصندگان مشتاق او را به عنوان یک الگو می بینند.

the danseuse wore a stunning costume for the performance.

رقصنده لباس بسیار زیبایی برای اجرا پوشید.

she started dancing at a young age to become a danseuse.

او از سن جوانی شروع به رقصیدن کرد تا به یک رقصنده تبدیل شود.

the danseuse's dedication to her craft is inspiring.

تعهد رقصنده به هنر خود الهام بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید