stagecraft

[ایالات متحده]/ˈsteɪdʒkrɑːft/
[بریتانیا]/ˈsteɪdʒkræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر اجرای تئاتر و تولید آن؛ مهارت نوشتن و صحنه‌سازی نمایش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

stagecraft techniques

تکنیک‌های طراحی صحنه

stagecraft skills

مهارت‌های طراحی صحنه

stagecraft design

طراحی صحنه

stagecraft elements

عناصر طراحی صحنه

stagecraft artistry

هنر صحنه

stagecraft practices

روش‌های طراحی صحنه

stagecraft innovations

نوآوری‌های طراحی صحنه

stagecraft principles

اصول طراحی صحنه

stagecraft workshops

کارگاه‌های طراحی صحنه

جملات نمونه

stagecraft is essential for a successful theater production.

هنر صحنه برای یک تولید تئاتر موفق ضروری است.

the students learned about stagecraft during their drama class.

دانشجویان در طول کلاس نمایش خود در مورد هنر صحنه یاد گرفتند.

good stagecraft can enhance the audience's experience.

هنر صحنه خوب می تواند تجربه مخاطب را ارتقا دهد.

he mastered the art of stagecraft over many years.

او در طول سال‌ها هنر صحنه را به تسلط درآورد.

stagecraft involves lighting, set design, and sound.

هنر صحنه شامل نورپردازی، طراحی صحنه و صدا می شود.

they hired a consultant to improve their stagecraft.

آنها برای بهبود هنر صحنه خود مشاور استخدام کردند.

innovative stagecraft can bring a script to life.

هنر صحنه نوآورانه می تواند یک فیلمنامه را زنده کند.

she is known for her exceptional stagecraft skills.

او به خاطر مهارت های استثنایی خود در هنر صحنه شناخته می شود.

stagecraft requires both creativity and technical knowledge.

هنر صحنه هم خلاقیت و هم دانش فنی را می طلبد.

they showcased their stagecraft at the annual festival.

آنها هنر صحنه خود را در جشنواره سالانه به نمایش گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید