de-chronologizing

[ایالات متحده]/[diː ˈkrɒnəˌlɒɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[diː ˈkrɑːnəˌlɔɪzɪŋ]/

ترجمه

v. (به‌طور انعکاسی) حذف یا پوشاندن ترتیب زمانی رویدادها؛ نمایش رویدادها به‌صورت غیرخطی یا بدون ترتیب؛ خلل زدن یا چالش‌گذاری به زمان‌بندی یا داستان مرسوم رویدادها.

عبارات و ترکیب‌ها

de-chronologizing history

تاریخ‌سازی غیر متوالی

de-chronologizing narratives

داستان‌سازی غیر متوالی

de-chronologizing events

رویداد‌سازی غیر متوالی

de-chronologizing memory

خاطره‌سازی غیر متوالی

de-chronologizing timelines

زمان‌بندی غیر متوالی

de-chronologizing process

فرآیند غیر متوالی

de-chronologizing data

داده‌سازی غیر متوالی

de-chronologizing analysis

تحلیل غیر متوالی

de-chronologizing perspective

نگاه غیر متوالی

جملات نمونه

the historian meticulously de-chronologizing the archive sought to understand underlying patterns.

تاریخ‌نویس به دقت داده‌های چرخه‌زمانی را از یکدیگر جدا کرد تا الگوهای پایه‌ای را درک کند.

de-chronologizing the data allowed researchers to identify previously unseen correlations.

جدا کردن داده‌ها از چرخه زمانی به پژوهشگران این امکان را داد تا روابطی که قبلاً دیده نمی‌شدند را شناسایی کنند.

we are de-chronologizing the project timeline to focus on key deliverables.

ما چرخه زمانی پروژه را از یکدیگر جدا می‌کنیم تا روی تحویل‌های کلیدی تمرکز کنیم.

de-chronologizing the narrative revealed a cyclical pattern of boom and bust.

جدا کردن داستان از چرخه زمانی الگوی چرخه‌ای از رشد و سقوط را نشان داد.

the goal of de-chronologizing the historical record is to challenge linear narratives.

هدف از جدا کردن چرخه زمانی از رکورد تاریخی چالش‌گذاری روایت‌های خطی است.

de-chronologizing the workflow can improve team agility and responsiveness.

جدا کردن چرخه زمانی از فرآیند می‌تواند انعطاف‌پذیری و پاسخگویی تیم را بهبود بخشد.

through de-chronologizing, we can better understand the root causes of the problem.

از طریق جدا کردن چرخه زمانی، ما می‌توانیم علل بنیادی مسئله را بهتر درک کنیم.

the analyst began de-chronologizing the sales figures to identify seasonal trends.

تحلیلگر شروع به جدا کردن چرخه زمانی از ارقام فروش کرد تا روندهای فصلی را شناسایی کند.

de-chronologizing the process helped us see the interconnectedness of different stages.

جدا کردن چرخه زمانی از فرآیند به ما کمک کرد تا ارتباط بین مراحل مختلف را ببینیم.

the team is de-chronologizing their approach to problem-solving to encourage innovation.

تیم از رویکرد خود به حل مسئله را از چرخه زمانی جدا می‌کند تا نوآوری را تشویق کند.

de-chronologizing the events allowed for a more nuanced interpretation of history.

جدا کردن چرخه زمانی از وقایع به تفسیر دقیق‌تری از تاریخ امکان پذیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید