remaking

[ایالات متحده]/riːˈmeɪkɪŋ/
[بریتانیا]/riˈmeɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ساختن چیزی دوباره

عبارات و ترکیب‌ها

remaking movies

بازسازی فیلم‌ها

remaking history

بازسازی تاریخ

remaking classics

بازسازی آثار کلاسیک

remaking dreams

بازسازی رویاها

remaking culture

بازسازی فرهنگ

remaking art

بازسازی هنر

remaking lives

بازسازی زندگی‌ها

remaking rules

بازسازی قوانین

remaking products

بازسازی محصولات

remaking relationships

بازسازی روابط

جملات نمونه

they are remaking the classic film for a new generation.

آنها در حال بازسازی فیلم کلاسیک برای نسل جدید هستند.

the studio announced they are remaking the popular video game.

استودیو اعلام کرد که آنها در حال بازسازی بازی ویدیویی محبوب هستند.

remaking the old songs has become a trend in the music industry.

بازسازی آهنگ‌های قدیمی به یک روند در صنعت موسیقی تبدیل شده است.

she is excited about remaking her childhood favorite movie.

او از بازسازی فیلم مورد علاقه دوران کودکی‌اش هیجان‌زده است.

the director is focused on remaking the script to fit modern audiences.

کارگردان بر روی بازنویسی فیلمنامه برای جذب مخاطبان مدرن تمرکز دارد.

remaking the furniture gave the room a fresh look.

بازسازی مبلمان، به اتاق ظاهری نویدبخش داد.

they are remaking the park to include more green spaces.

آنها در حال بازسازی پارک برای ایجاد فضاهای سبز بیشتر هستند.

remaking the website improved user engagement significantly.

بازسازی وب سایت، تعامل کاربر را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.

the artist is remaking her famous painting with a modern twist.

هنرمند در حال بازسازی نقاشی معروف خود با یک پیچش مدرن است.

they are remaking the game to enhance the player experience.

آنها در حال بازسازی بازی برای بهبود تجربه بازیکن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید