deadweight

[ایالات متحده]/ˌdɛd'wet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بار غیر ضروری، وزن اضافی.

عبارات و ترکیب‌ها

deadweight loss

زیان مرده وزنی

deadweight cargo

بار مرده وزنی

جملات نمونه

The deadweight of the package made it difficult to carry.

وزن اضافی بسته حمل آن را دشوار می‌کرد.

He was a deadweight on the team, not contributing anything.

او یک وزن اضافی برای تیم بود و هیچ کمکی نمی‌کرد.

The company had to cut deadweight to stay competitive.

شرکت برای رقابتی ماندن باید وزن‌های اضافی را کاهش می‌داد.

The deadweight loss from the tax was significant.

زیان وزن اضافی ناشی از مالیات قابل توجه بود.

She felt the deadweight of responsibility on her shoulders.

او سنگینی مسئولیت را بر دوش خود احساس کرد.

The deadweight of past mistakes held him back from moving forward.

اشتباهات گذشته او را از پیشرفت باز داشت.

The deadweight of debt was dragging the company down.

بدهی‌های اضافی شرکت را به پایین می‌کشید.

It's time to eliminate the deadweight and focus on what's important.

وقت آن است که وزن‌های اضافی را حذف کرده و بر روی آنچه مهم است تمرکز کنید.

The deadweight of negative thoughts can hinder progress.

افکار منفی می‌توانند پیشرفت را مختل کنند.

The deadweight of bureaucracy slowed down the decision-making process.

بوروکراسی روند تصمیم‌گیری را کند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید