debonding

[ایالات متحده]/diːˈbɒndɪŋ/
[بریتانیا]/diˈbɑːndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند شل کردن یا جدا کردن مواد متصل شده

عبارات و ترکیب‌ها

debonding process

فرآیند جدا شدن

debonding failure

شکست در جدا شدن

debonding agent

عامل جدا کننده

debonding test

آزمایش جدا شدن

debonding mechanism

مکانیزم جدا شدن

debonding strength

مقاومت در برابر جدا شدن

debonding technique

تکنیک جدا کردن

debonding phenomenon

پدیده جدا شدن

debonding criteria

معیارهای جدا شدن

debonding analysis

تجزیه و تحلیل جدا شدن

جملات نمونه

the debonding of the adhesive was unexpected.

جدایی غیرمنتظره چسب بود.

we need to investigate the cause of the debonding.

ما نیاز داریم علت جدایی را بررسی کنیم.

debonding can lead to structural failures.

جدایی می‌تواند منجر به خرابی‌های سازه‌ای شود.

the technician repaired the debonding issue promptly.

تکنسین به سرعت مشکل جدایی را تعمیر کرد.

debonding often occurs due to temperature fluctuations.

جدایی اغلب به دلیل نوسانات دما رخ می دهد.

we must monitor the debonding rate in the experiment.

ما باید نرخ جدایی را در آزمایش نظارت کنیم.

debonding can affect the performance of the material.

جدایی می‌تواند بر عملکرد ماده تأثیر بگذارد.

proper surface preparation can prevent debonding.

آماده سازی مناسب سطح می تواند از جدایی جلوگیری کند.

they used a special technique to minimize debonding.

آنها از یک تکنیک خاص برای به حداقل رساندن جدایی استفاده کردند.

debonding tests are crucial for quality control.

تست های جدایی برای کنترل کیفیت بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید