debriefs

[ایالات متحده]/diːˈbriːfs/
[بریتانیا]/diˈbrifs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از (کسی، مانند یک دیپلمات) درباره یک مأموریت کامل شده سؤال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

conducts debriefs

برگزاری جلسات ارزیابی

weekly debriefs

جلسات ارزیابی هفتگی

team debriefs

جلسات ارزیابی تیم

post-mission debriefs

جلسات ارزیابی پس از ماموریت

final debriefs

جلسات ارزیابی نهایی

debriefs sessions

جلسات ارزیابی

daily debriefs

جلسات ارزیابی روزانه

strategic debriefs

جلسات ارزیابی استراتژیک

critical debriefs

جلسات ارزیابی بحرانی

oral debriefs

جلسات ارزیابی شفاهی

جملات نمونه

the team debriefs after every mission.

تیم پس از هر مأموریت، ارزیابی می‌کند.

she conducts debriefs to gather feedback.

او برای جمع‌آوری بازخورد، ارزیابی‌ها را انجام می‌دهد.

debriefs help improve future performances.

ارزیابی‌ها به بهبود عملکرد آینده کمک می‌کنند.

the manager holds debriefs weekly.

مدیر هفتگی ارزیابی‌ها را برگزار می‌کند.

after the event, they scheduled debriefs.

پس از رویداد، آنها ارزیابی‌ها را برنامه‌ریزی کردند.

debriefs are essential for team cohesion.

ارزیابی‌ها برای انسجام تیم ضروری هستند.

he prepares notes for the debriefs.

او یادداشت‌هایی برای ارزیابی‌ها آماده می‌کند.

they discussed the outcomes during debriefs.

آنها نتایج را در طول ارزیابی‌ها مورد بحث قرار دادند.

debriefs allow for open communication.

ارزیابی‌ها امکان برقراری ارتباط باز را فراهم می‌کنند.

she emphasized the importance of debriefs.

او بر اهمیت ارزیابی‌ها تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید