lessons

[ایالات متحده]/ˈlɛsənz/
[بریتانیا]/ˈlɛsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ها یا کلاس‌ها در یک موضوع؛ تعلیمات یا دستورات اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

life lessons

درس‌های زندگی

learning lessons

درس‌های آموزشی

hard lessons

درس‌های سخت

valuable lessons

درس‌های ارزشمند

important lessons

درس‌های مهم

teaching lessons

درس‌های آموزشی

school lessons

درس‌های مدرسه

moral lessons

درس‌های اخلاقی

quick lessons

درس‌های سریع

final lessons

درس‌های نهایی

جملات نمونه

we learned valuable lessons from our mistakes.

ما درس‌های ارزشمندی از اشتباهات خود آموختیم.

she teaches lessons on leadership and teamwork.

او درس‌هایی در مورد رهبری و کار گروهی آموزش می‌دهد.

every lesson brings new insights and understanding.

هر درس بینش‌ها و درک‌های جدیدی به ارمغان می‌آورد.

he has a unique way of presenting lessons.

او روش ارائه درس‌های منحصر به فردی دارد.

we should reflect on the lessons we've learned.

ما باید در مورد درس‌هایی که آموخته‌ایم تأمل کنیم.

her lessons are always engaging and informative.

درس‌های او همیشه جذاب و آموزنده هستند.

life lessons often come from unexpected experiences.

درس‌های زندگی اغلب از تجربیات غیرمنتظره به دست می‌آیند.

he shares lessons from his travels around the world.

او درس‌هایی را از سفرش در سراسر جهان به اشتراک می‌گذارد.

we must apply the lessons learned to future projects.

ما باید درس‌هایی که آموخته‌ایم را برای پروژه‌های آینده به کار ببریم.

online lessons have become increasingly popular.

درس‌های آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید