debrominate

[ایالات متحده]/ˌdiːˈbrəʊmɪneɪt/
[بریتانیا]/ˌdiˈbroʊmɪneɪt/

ترجمه

v. یک ترکیب را از برم پاک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

debrominate compound

حذف بروم از ترکیب

debrominate process

فرآیند حذف بروم

debrominate method

روش حذف بروم

debrominate reaction

واکنش حذف بروم

debrominate agent

عامل حذف بروم

debrominate sample

نمونه حذف بروم

debrominate material

مواد حذف بروم

debrominate solution

محلول حذف بروم

debrominate technology

فناوری حذف بروم

debrominate procedure

روش کار حذف بروم

جملات نمونه

the process to debrominate the water was successful.

فرآیند از بین بردن برم از آب موفقیت‌آمیز بود.

researchers are working to debrominate the contaminated soil.

محققان در تلاش برای از بین بردن برم از خاک آلوده هستند.

it is essential to debrominate the chemicals before disposal.

قبل از دفع، از بین بردن برم از مواد شیمیایی ضروری است.

they developed a new method to debrominate organic compounds.

آنها یک روش جدید برای از بین بردن برم از ترکیبات آلی توسعه دادند.

the team aims to debrominate the plastics used in production.

تیم قصد دارد پلاستیک‌های مورد استفاده در تولید را از بین ببرد.

to improve safety, we need to debrominate the materials.

برای بهبود ایمنی، ما باید مواد را از بین ببریم.

scientists are exploring ways to effectively debrominate various substances.

دانشمندان در حال بررسی روش‌هایی برای از بین بردن مؤثر برم از مواد مختلف هستند.

it is important to debrominate before recycling the waste.

قبل از بازیافت زباله، از بین بردن برم مهم است.

the new technology can debrominate pollutants in the air.

فناوری جدید می‌تواند آلاینده‌ها را در هوا از بین ببرد.

we need to find a way to debrominate the byproducts of this reaction.

ما باید راهی برای از بین بردن محصولات جانبی این واکنش پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید