debunked

[ایالات متحده]/dɪˈbʌŋkt/
[بریتانیا]/dɪˈbʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن نادرستی یک باور یا ادعا

عبارات و ترکیب‌ها

debunked myth

حذف افسانه

debunked theory

رد نظریه

debunked claim

رد ادعا

debunked idea

رد ایده

debunked rumor

رد شایعه

debunked belief

رد باور

debunked legend

رد افسانه

debunked story

رد داستان

debunked notion

رد مفهوم

debunked fallacy

رد مغالطه

جملات نمونه

the scientist debunked the myth about the effectiveness of that old remedy.

دانشمند این باور غلط را در مورد اثربخشی آن درمان قدیمی رد کرد.

many conspiracy theories have been debunked by credible sources.

تئوری‌های توطئه بسیاری توسط منابع معتبر رد شده‌اند.

the article debunked common misconceptions about climate change.

این مقاله سوء تفاهم‌های رایج در مورد تغییرات آب و هوایی را رد کرد.

she debunked the rumor that the company was going bankrupt.

او شایعه‌ای مبنی بر اینکه شرکت ورشکست می‌شود را رد کرد.

his research debunked the idea that vaccines cause autism.

تحقیقات او این ایده را که واکسن‌ها باعث اوتیسم می‌شوند، رد کرد.

the documentary debunked several myths about ancient civilizations.

این مستند چندین افسانه در مورد تمدن‌های باستانی را رد کرد.

experts have debunked the claims made by the pseudoscientist.

متخصصان ادعاهای مطرح شده توسط شبه دانشمند را رد کرده‌اند.

the coach debunked the idea that talent is more important than hard work.

مربی این ایده را که استعداد مهمتر از تلاش است رد کرد.

his findings debunked the stereotype about introverts being antisocial.

یافته‌های او این کلیشه را در مورد اینکه افراد درون‌گرا غیر اجتماعی هستند، رد کرد.

the study debunked the belief that all fats are bad for health.

این مطالعه این باور را که همه چربی‌ها برای سلامتی مضر هستند، رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید