decalogue

[ایالات متحده]/ˈdɛkəˌlɒɡ/
[بریتانیا]/ˈdɛkəˌlɔɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ده فرمان داده شده به موسی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

moral decalogues

دهکده‌های اخلاقی

decalogue principles

اصول دهکده

decalogue rules

قوانین دهکده

decalogue values

ارزش‌های دهکده

decalogue commandments

فرمان‌های دهکده

decalogue ethics

اخلاق دهکده

decalogue teachings

آموزش‌های دهکده

decalogue laws

قوانین دهکده

decalogue tenets

اصول دهکده

decalogue guidelines

دستورالعمل‌های دهکده

جملات نمونه

the decalogue serves as a moral foundation for many religions.

دهکالگ به عنوان یک مبنای اخلاقی برای بسیاری از ادیان عمل می‌کند.

understanding the decalogue can enhance one's ethical perspective.

درک دهکالگ می‌تواند دیدگاه اخلاقی یک فرد را ارتقا دهد.

many societies still refer to the decalogue in their legal systems.

بسیاری از جوامع هنوز به دهکالگ در سیستم‌های قانونی خود اشاره می‌کنند.

the decalogue outlines key principles for righteous living.

دهکالگ اصول کلیدی برای زندگی با فضیلت را ترسیم می‌کند.

in discussions of morality, the decalogue is often cited.

در بحث درباره اخلاق، دهکالگ اغلب ذکر می‌شود.

teaching the decalogue can help instill values in children.

آموزش دهکالگ می‌تواند به القای ارزش‌ها در کودکان کمک کند.

many consider the decalogue a timeless guide for humanity.

بسیاری دهکالگ را یک راهنمای جاودانه برای بشریت می‌دانند.

the decalogue emphasizes the importance of community and family.

دهکالگ بر اهمیت جامعه و خانواده تاکید می‌کند.

interpreting the decalogue can vary across different cultures.

تفسیر دهکالگ می‌تواند در فرهنگ‌های مختلف متفاوت باشد.

some modern thinkers critique the decalogue for its rigidity.

برخی از متفکران مدرن دهکالگ را به دلیل سخت‌گیری مورد انتقاد قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید