decamer party
جشن دکامر
decamer tales
قصههای دکامر
decamer collection
مجموعهی دکامر
decamer style
سبک دکامر
decamer theme
موضوع دکامر
decamer narrative
روایت دکامر
decamer setting
محیط دکامر
decamer characters
شخصیتهای دکامر
decamer influence
تاثیر دکامر
decamer concept
مفهوم دکامر
we decided to decamer the meeting to next week.
ما تصمیم گرفتیم جلسه را به هفته آینده موکول کنیم.
he always finds a way to decamer his responsibilities.
او همیشه راهی برای به تعویق انداختن مسئولیتهایش پیدا میکند.
it's important to decamer your plans when unexpected events occur.
هنگامی که رویدادهای غیرمنتظره رخ می دهد، تعویق برنامه های شما مهم است.
they had to decamer the project deadline due to delays.
به دلیل تاخیرات، آنها مجبور شدند مهلت پروژه را به تعویق بیاندازند.
she suggested we decamer our vacation to avoid the crowds.
او پیشنهاد کرد تعطیلات خود را به تعویق بیاندازیم تا از ازدحام جمعیت جلوگیری کنیم.
decamering the event was a tough decision for the organizers.
به تعویق انداختن رویداد تصمیم سختی برای برگزارکنندگان بود.
we might need to decamer our dinner plans if it rains.
اگر باران ببارد، ممکن است نیاز باشد برنامه های شام خود را به تعویق بیاندازیم.
he chose to decamer his appointment to a later date.
او تصمیم گرفت قرار ملاقات خود را به تاریخ دیگری به تعویق بیاندازد.
decamering the launch date could benefit the marketing strategy.
به تعویق انداختن تاریخ راه اندازی می تواند به استراتژی بازاریابی کمک کند.
they had no choice but to decamer the wedding due to the pandemic.
آنها هیچ انتخابی جز به تعویق انداختن عروسی به دلیل همهگیری نداشتند.
decamer party
جشن دکامر
decamer tales
قصههای دکامر
decamer collection
مجموعهی دکامر
decamer style
سبک دکامر
decamer theme
موضوع دکامر
decamer narrative
روایت دکامر
decamer setting
محیط دکامر
decamer characters
شخصیتهای دکامر
decamer influence
تاثیر دکامر
decamer concept
مفهوم دکامر
we decided to decamer the meeting to next week.
ما تصمیم گرفتیم جلسه را به هفته آینده موکول کنیم.
he always finds a way to decamer his responsibilities.
او همیشه راهی برای به تعویق انداختن مسئولیتهایش پیدا میکند.
it's important to decamer your plans when unexpected events occur.
هنگامی که رویدادهای غیرمنتظره رخ می دهد، تعویق برنامه های شما مهم است.
they had to decamer the project deadline due to delays.
به دلیل تاخیرات، آنها مجبور شدند مهلت پروژه را به تعویق بیاندازند.
she suggested we decamer our vacation to avoid the crowds.
او پیشنهاد کرد تعطیلات خود را به تعویق بیاندازیم تا از ازدحام جمعیت جلوگیری کنیم.
decamering the event was a tough decision for the organizers.
به تعویق انداختن رویداد تصمیم سختی برای برگزارکنندگان بود.
we might need to decamer our dinner plans if it rains.
اگر باران ببارد، ممکن است نیاز باشد برنامه های شام خود را به تعویق بیاندازیم.
he chose to decamer his appointment to a later date.
او تصمیم گرفت قرار ملاقات خود را به تاریخ دیگری به تعویق بیاندازد.
decamering the launch date could benefit the marketing strategy.
به تعویق انداختن تاریخ راه اندازی می تواند به استراتژی بازاریابی کمک کند.
they had no choice but to decamer the wedding due to the pandemic.
آنها هیچ انتخابی جز به تعویق انداختن عروسی به دلیل همهگیری نداشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید