decamps quickly
به سرعت متواری میشود
decamps silently
به طور نامحسوس متواری میشود
decamps at dawn
صبح زود متواری میشود
decamps suddenly
ناگهان متواری میشود
decamps from danger
از خطر متواری میشود
decamps in haste
با عجله متواری میشود
decamps without notice
بدون اطلاع متواری میشود
decamps for safety
به منظور ایمنی متواری میشود
decamps to freedom
به سوی آزادی متواری میشود
the thief decamps before the police arrive.
سارق قبل از رسیدن پلیس فرار میکند.
she quickly decamps to another country to avoid trouble.
او به سرعت برای جلوگیری از مشکلات به کشور دیگری فرار میکند.
after the storm, the family decamps to their summer home.
بعد از طوفان، خانواده به خانه تابستانی خود فرار میکند.
he decamps from the city every weekend to enjoy nature.
او هر آخر هفته برای لذت بردن از طبیعت از شهر فرار میکند.
the group decamps at dawn to start their journey.
گروه در سپیده دم برای شروع سفر خود فرار میکند.
when the meeting ended, she decamps without saying goodbye.
وقتی جلسه تمام شد، او بدون خداحافظی فرار کرد.
they decamp to a quieter location for the retreat.
آنها برای استراحت به مکانی آرامتر فرار میکنند.
the campers decamp early in the morning.
مسافران در اول صبح زود فرار میکنند.
as the deadline approached, he decamps from his responsibilities.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، او از مسئولیتهای خود فرار کرد.
the artist decamps to find inspiration in the mountains.
هنرمند برای یافتن الهام به کوهها فرار میکند.
decamps quickly
به سرعت متواری میشود
decamps silently
به طور نامحسوس متواری میشود
decamps at dawn
صبح زود متواری میشود
decamps suddenly
ناگهان متواری میشود
decamps from danger
از خطر متواری میشود
decamps in haste
با عجله متواری میشود
decamps without notice
بدون اطلاع متواری میشود
decamps for safety
به منظور ایمنی متواری میشود
decamps to freedom
به سوی آزادی متواری میشود
the thief decamps before the police arrive.
سارق قبل از رسیدن پلیس فرار میکند.
she quickly decamps to another country to avoid trouble.
او به سرعت برای جلوگیری از مشکلات به کشور دیگری فرار میکند.
after the storm, the family decamps to their summer home.
بعد از طوفان، خانواده به خانه تابستانی خود فرار میکند.
he decamps from the city every weekend to enjoy nature.
او هر آخر هفته برای لذت بردن از طبیعت از شهر فرار میکند.
the group decamps at dawn to start their journey.
گروه در سپیده دم برای شروع سفر خود فرار میکند.
when the meeting ended, she decamps without saying goodbye.
وقتی جلسه تمام شد، او بدون خداحافظی فرار کرد.
they decamp to a quieter location for the retreat.
آنها برای استراحت به مکانی آرامتر فرار میکنند.
the campers decamp early in the morning.
مسافران در اول صبح زود فرار میکنند.
as the deadline approached, he decamps from his responsibilities.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، او از مسئولیتهای خود فرار کرد.
the artist decamps to find inspiration in the mountains.
هنرمند برای یافتن الهام به کوهها فرار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید