decamps

[ایالات متحده]/dɪˈkæmpz/
[بریتانیا]/dɪˈkæmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان و اغلب به طور مخفیانه با چیزی فرار کردن؛ ترک یک اردوگاه

عبارات و ترکیب‌ها

decamps quickly

به سرعت متواری می‌شود

decamps silently

به طور نامحسوس متواری می‌شود

decamps at dawn

صبح زود متواری می‌شود

decamps suddenly

ناگهان متواری می‌شود

decamps from danger

از خطر متواری می‌شود

decamps in haste

با عجله متواری می‌شود

decamps without notice

بدون اطلاع متواری می‌شود

decamps for safety

به منظور ایمنی متواری می‌شود

decamps to freedom

به سوی آزادی متواری می‌شود

جملات نمونه

the thief decamps before the police arrive.

سارق قبل از رسیدن پلیس فرار می‌کند.

she quickly decamps to another country to avoid trouble.

او به سرعت برای جلوگیری از مشکلات به کشور دیگری فرار می‌کند.

after the storm, the family decamps to their summer home.

بعد از طوفان، خانواده به خانه تابستانی خود فرار می‌کند.

he decamps from the city every weekend to enjoy nature.

او هر آخر هفته برای لذت بردن از طبیعت از شهر فرار می‌کند.

the group decamps at dawn to start their journey.

گروه در سپیده دم برای شروع سفر خود فرار می‌کند.

when the meeting ended, she decamps without saying goodbye.

وقتی جلسه تمام شد، او بدون خداحافظی فرار کرد.

they decamp to a quieter location for the retreat.

آنها برای استراحت به مکانی آرام‌تر فرار می‌کنند.

the campers decamp early in the morning.

مسافران در اول صبح زود فرار می‌کنند.

as the deadline approached, he decamps from his responsibilities.

همانطور که مهلت مقرر نزدیک می‌شد، او از مسئولیت‌های خود فرار کرد.

the artist decamps to find inspiration in the mountains.

هنرمند برای یافتن الهام به کوه‌ها فرار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید