decapitator weapon
سلاح جدا کننده سر
decapitator tool
ابزار جدا کننده سر
decapitator strike
ضربه جدا کننده سر
decapitator attack
حمله جدا کننده سر
decapitator move
حرکت جدا کننده سر
decapitator game
بازی جدا کننده سر
decapitator effect
اثر جدا کننده سر
decapitator scene
صحنه جدا کننده سر
decapitator fantasy
فانتزی جدا کننده سر
decapitator character
شخصیت جدا کننده سر
the decapitator swung his sword with precision.
حملهگر سرها را با دقت شمشیر میزد.
in the movie, the decapitator was a feared antagonist.
در فیلم، حملهگر سرها یک ضدقهرمان ترسناک بود.
the legend spoke of a decapitator who never missed his target.
افسانه از حملهگری صحبت میکرد که هرگز هدف خود را از دست نمیداد.
many tales feature a decapitator as a symbol of justice.
داستانهای زیادی یک حملهگر را به عنوان نمادی از عدالت به تصویر میکشند.
the decapitator's blade gleamed in the moonlight.
شمشیر حملهگر سرها در ماهتاب میدرخشید.
he was known as the decapitator of tyrants.
او به عنوان حملهگر ظالمان شناخته میشد.
the decapitator's reputation spread throughout the kingdom.
شهرت حملهگر سرها در سراسر پادشاهی پخش شد.
fear gripped the hearts of those who faced the decapitator.
ترس قلب کسانی را که با حملهگر سرها روبرو میشدند، در بر میگرفت.
in folklore, the decapitator was often a ghostly figure.
در فولکلور، حملهگر سرها اغلب شخصیتی شبحوار بود.
the decapitator's story was one of vengeance and power.
داستان حملهگر سرها داستانی از انتقام و قدرت بود.
decapitator weapon
سلاح جدا کننده سر
decapitator tool
ابزار جدا کننده سر
decapitator strike
ضربه جدا کننده سر
decapitator attack
حمله جدا کننده سر
decapitator move
حرکت جدا کننده سر
decapitator game
بازی جدا کننده سر
decapitator effect
اثر جدا کننده سر
decapitator scene
صحنه جدا کننده سر
decapitator fantasy
فانتزی جدا کننده سر
decapitator character
شخصیت جدا کننده سر
the decapitator swung his sword with precision.
حملهگر سرها را با دقت شمشیر میزد.
in the movie, the decapitator was a feared antagonist.
در فیلم، حملهگر سرها یک ضدقهرمان ترسناک بود.
the legend spoke of a decapitator who never missed his target.
افسانه از حملهگری صحبت میکرد که هرگز هدف خود را از دست نمیداد.
many tales feature a decapitator as a symbol of justice.
داستانهای زیادی یک حملهگر را به عنوان نمادی از عدالت به تصویر میکشند.
the decapitator's blade gleamed in the moonlight.
شمشیر حملهگر سرها در ماهتاب میدرخشید.
he was known as the decapitator of tyrants.
او به عنوان حملهگر ظالمان شناخته میشد.
the decapitator's reputation spread throughout the kingdom.
شهرت حملهگر سرها در سراسر پادشاهی پخش شد.
fear gripped the hearts of those who faced the decapitator.
ترس قلب کسانی را که با حملهگر سرها روبرو میشدند، در بر میگرفت.
in folklore, the decapitator was often a ghostly figure.
در فولکلور، حملهگر سرها اغلب شخصیتی شبحوار بود.
the decapitator's story was one of vengeance and power.
داستان حملهگر سرها داستانی از انتقام و قدرت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید