decapitator

[ایالات متحده]/dɪˈkæpɪteɪtə/
[بریتانیا]/dɪˈkæpɪˌteɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که سر می‌برد یا اعدام می‌کند؛ ابزاری که برای سر بریدن استفاده می‌شود؛ کسی که کسی را از یک موقعیت حذف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

decapitator weapon

سلاح جدا کننده سر

decapitator tool

ابزار جدا کننده سر

decapitator strike

ضربه جدا کننده سر

decapitator attack

حمله جدا کننده سر

decapitator move

حرکت جدا کننده سر

decapitator game

بازی جدا کننده سر

decapitator effect

اثر جدا کننده سر

decapitator scene

صحنه جدا کننده سر

decapitator fantasy

فانتزی جدا کننده سر

decapitator character

شخصیت جدا کننده سر

جملات نمونه

the decapitator swung his sword with precision.

حمله‌گر سرها را با دقت شمشیر می‌زد.

in the movie, the decapitator was a feared antagonist.

در فیلم، حمله‌گر سرها یک ضدقهرمان ترسناک بود.

the legend spoke of a decapitator who never missed his target.

افسانه از حمله‌گری صحبت می‌کرد که هرگز هدف خود را از دست نمی‌داد.

many tales feature a decapitator as a symbol of justice.

داستان‌های زیادی یک حمله‌گر را به عنوان نمادی از عدالت به تصویر می‌کشند.

the decapitator's blade gleamed in the moonlight.

شمشیر حمله‌گر سرها در ماهتاب می‌درخشید.

he was known as the decapitator of tyrants.

او به عنوان حمله‌گر ظالمان شناخته می‌شد.

the decapitator's reputation spread throughout the kingdom.

شهرت حمله‌گر سرها در سراسر پادشاهی پخش شد.

fear gripped the hearts of those who faced the decapitator.

ترس قلب کسانی را که با حمله‌گر سرها روبرو می‌شدند، در بر می‌گرفت.

in folklore, the decapitator was often a ghostly figure.

در فولکلور، حمله‌گر سرها اغلب شخصیتی شبح‌وار بود.

the decapitator's story was one of vengeance and power.

داستان حمله‌گر سرها داستانی از انتقام و قدرت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید