executioner

[ایالات متحده]/eksɪ'kjuːʃ(ə)nə/
[بریتانیا]/'ɛksɪ'kjʊʃənɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اعدام‌ها را انجام می‌دهد؛ کسی که احکام اعدام را اجرا می‌کند.

جملات نمونه

the executioner flogged the woman.

مجری زن را شلاق زد.

the executioner's merciful dispatch of his victims.

ارسال بخشندهانه قربانیان توسط جلاد.

The executioner cut off his head at one blow.

مجری سرش را با یک ضربه جدا کرد.

He used to be an executioner for government.

او زمانی برای دولت جلاد بود.

The Feeler Antlion needs to be kept alive and tanked, and it will spawn an Executioner Antlion periodically.

ملخ جلاد حسگر باید زنده و تقویت شده نگه داشته شود و به طور دوره‌ای یک ملخ جلاد تولید می‌کند.

Equipped with a Corellian JumpMaster 5000 christened the Punishing One, Dengar was a one-man judge, jury and executioner tracking down criminals of the New Order.

مجهز به Corellian JumpMaster 5000 که Punishing One نام داشت، Dengar یک قاضی، هیئت منصفه و جلاد یک نفره بود که جنایتکاران نظم جدید را تعقیب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید