decapsulates data
دادهها را دوباره بستهبندی میکند
it decapsulates
آن دوباره بستهبندی میکند
decapsulates quickly
به سرعت دوباره بستهبندی میکند
he decapsulates
او دوباره بستهبندی میکند
the engineer carefully decapsulates the chip to examine its internal structure.
مهندس به دقت میکروچیپ را از پوستهبرداری میکند تا ساختار داخلی آن را بررسی کند.
we need a specialized tool to decapsulates these complex microprocessors.
ما نیاز به ابزار ویژهای برای از پوستهبرداری این پردازندههای میکرو کامپیوتری پیچیده داریم.
the reverse engineering team decapsulates the competitor's device for analysis.
تیم مهندسی معکوس میکروچیپ رقبا را از پوستهبرداری میکند تا آن را تحلیل کند.
decapsulates the ic allows us to understand the underlying circuit design.
از پوستهبرداری میکروچیپ به ما اجازه میدهد تا طراحی مدار زیرین را درک کنیم.
the process of decapsulates the memory chip is quite delicate and time-consuming.
فرايند از پوستهبرداری چیپ حافظه بسيار حساس و زمانبر است.
after decapsulates, the silicon die is ready for detailed inspection.
پس از از پوستهبرداری، دیسک سیلیکون برای بررسی دقیق آماده است.
the lab routinely decapsulates samples to study manufacturing processes.
آزمایشگاه به طور معمول نمونهها را از پوستهبرداری میکند تا فرآیندهای تولید را مطالعه کند.
we decapsulates the component to identify the proprietary technology.
ما قطعه را از پوستهبرداری میکنیم تا فناوری مخصوص را شناسایی کنیم.
the goal is to decapsulates the ic without damaging the silicon substrate.
هدف از پوستهبرداری میکروچیپ بدون آسیب رساندن به زیرساخت سیلیکون است.
the equipment used to decapsulates these parts is highly specialized.
تجهیزات مورد استفاده برای از پوستهبرداری این قطعات بسیار ویژه است.
the team will decapsulates the device and then analyze its layers.
تیم قصد دارد دستگاه را از پوستهبرداری کند و سپس لایههای آن را تحلیل کند.
decapsulates data
دادهها را دوباره بستهبندی میکند
it decapsulates
آن دوباره بستهبندی میکند
decapsulates quickly
به سرعت دوباره بستهبندی میکند
he decapsulates
او دوباره بستهبندی میکند
the engineer carefully decapsulates the chip to examine its internal structure.
مهندس به دقت میکروچیپ را از پوستهبرداری میکند تا ساختار داخلی آن را بررسی کند.
we need a specialized tool to decapsulates these complex microprocessors.
ما نیاز به ابزار ویژهای برای از پوستهبرداری این پردازندههای میکرو کامپیوتری پیچیده داریم.
the reverse engineering team decapsulates the competitor's device for analysis.
تیم مهندسی معکوس میکروچیپ رقبا را از پوستهبرداری میکند تا آن را تحلیل کند.
decapsulates the ic allows us to understand the underlying circuit design.
از پوستهبرداری میکروچیپ به ما اجازه میدهد تا طراحی مدار زیرین را درک کنیم.
the process of decapsulates the memory chip is quite delicate and time-consuming.
فرايند از پوستهبرداری چیپ حافظه بسيار حساس و زمانبر است.
after decapsulates, the silicon die is ready for detailed inspection.
پس از از پوستهبرداری، دیسک سیلیکون برای بررسی دقیق آماده است.
the lab routinely decapsulates samples to study manufacturing processes.
آزمایشگاه به طور معمول نمونهها را از پوستهبرداری میکند تا فرآیندهای تولید را مطالعه کند.
we decapsulates the component to identify the proprietary technology.
ما قطعه را از پوستهبرداری میکنیم تا فناوری مخصوص را شناسایی کنیم.
the goal is to decapsulates the ic without damaging the silicon substrate.
هدف از پوستهبرداری میکروچیپ بدون آسیب رساندن به زیرساخت سیلیکون است.
the equipment used to decapsulates these parts is highly specialized.
تجهیزات مورد استفاده برای از پوستهبرداری این قطعات بسیار ویژه است.
the team will decapsulates the device and then analyze its layers.
تیم قصد دارد دستگاه را از پوستهبرداری کند و سپس لایههای آن را تحلیل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید