speed decelerates
کاهش سرعت
vehicle decelerates
کاهش سرعت وسیله نقلیه
rapidly decelerates
به سرعت کاهش سرعت
engine decelerates
کاهش سرعت موتور
gradually decelerates
به تدریج کاهش سرعت
force decelerates
کاهش سرعت نیرو
speedily decelerates
به سرعت کاهش سرعت
system decelerates
کاهش سرعت سیستم
momentum decelerates
کاهش سرعت گشتاور
the car decelerates smoothly when approaching a stop sign.
خودرو با نرمی در حال کاهش سرعت است هنگام نزدیک شدن به علائم توقف.
as the train enters the station, it decelerates gradually.
همانطور که قطار وارد ایستگاه می شود، به تدریج کاهش سرعت می یابد.
the athlete decelerates to avoid injury during the final lap.
ورزشکار برای جلوگیری از آسیب دیدگی در دور آخر، کاهش سرعت می یابد.
the plane decelerates after landing on the runway.
هواپیما پس از فرود بر باند، کاهش سرعت می یابد.
when the light turns red, the traffic flow decelerates significantly.
وقتی چراغ قرمز می شود، جریان ترافیک به طور قابل توجهی کاهش سرعت می گیرد.
the economy decelerates during times of uncertainty.
اقتصاد در زمان های عدم اطمینان کاهش سرعت می گیرد.
the software decelerates when too many applications are running.
نرم افزار هنگامی که تعداد زیادی برنامه در حال اجرا هستند، کاهش سرعت می گیرد.
he decelerates his pace to enjoy the scenery.
او سرعت خود را کاهش می دهد تا از مناظر لذت ببرد.
the engine decelerates when the driver releases the accelerator.
موتور هنگامی که راننده پدال گاز را رها می کند، کاهش سرعت می یابد.
during the presentation, the speaker decelerates to emphasize key points.
در طول ارائه، سخنران برای تاکید بر نکات کلیدی، کاهش سرعت می گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید