decibels

[ایالات متحده]/ˈdɛsɪbɛlz/
[بریتانیا]/ˈdɛsɪbɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع دسیبل، یک واحد برای اندازه‌گیری شدت صدا

عبارات و ترکیب‌ها

high decibels

سطح صدای زیاد

low decibels

سطح صدای کم

sound decibels

دسی‌بل صدا

measured in decibels

اندازه‌گیری شده به دسی‌بل

decibels increase

افزایش دسی‌بل

decibels decrease

کاهش دسی‌بل

decibels level

سطح دسی‌بل

excessive decibels

دسی‌بل بیش از حد

decibels measurement

اندازه‌گیری دسی‌بل

decibels scale

مقیاس دسی‌بل

جملات نمونه

the sound was measured at 85 decibels.

صدای آن در 85 دسی‌بل اندازه‌گیری شد.

exposure to noise above 70 decibels can be harmful.

قرار گرفتن در معرض نویز بالای 70 دسی‌بل می‌تواند مضر باشد.

she complained about the decibels from the construction site.

او در مورد دسی‌بل‌های ناشی از محل ساخت‌وساز شکایت کرد.

the concert reached levels of over 100 decibels.

اجرا به سطحی بیش از 100 دسی‌بل رسید.

decibels are used to measure sound intensity.

دسی‌بل برای اندازه‌گیری شدت صدا استفاده می‌شود.

he wore earplugs to protect his ears from high decibels.

او از گوش‌گیر برای محافظت از گوش‌هایش در برابر دسی‌بل‌های بالا استفاده کرد.

the factory operates at 90 decibels, which is quite loud.

کارخانه با 90 دسی‌بل کار می‌کند که بسیار بلند است.

listening to music at high decibels can damage hearing.

گوش دادن به موسیقی با دسی‌بل بالا می‌تواند به شنوایی آسیب برساند.

the decibels from the train were deafening.

دسی‌بل‌های قطار بسیار زننده بودند.

they measured the decibels in the library for a study.

آنها دسی‌بل‌ها را در کتابخانه برای یک مطالعه اندازه‌گیری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید