two deciliters
دو دسیلیتر
five deciliters
پنج دسیلیتر
ten deciliters
ده دسیلیتر
deciliters required
دسیلیتر مورد نیاز
measured in deciliters
اندازهگیری شده به دسیلیتر
one deciliter
یک دسیلیتر
deciliters needed
دسیلیتر مورد نیاز
deciliters of water
دسیلیتر آب
deciliters per serving
دسیلیتر در هر وعده
add deciliters
اضافه کردن دسیلیتر
we need two deciliters of milk for the recipe.
ما به دو دسیملتر شیر برای دستور غذا نیاز داریم.
the bottle contains five deciliters of juice.
بطری حاوی پنج دسیملتر آبمیوه است.
can you measure out three deciliters of water?
آیا می توانید سه دسیملتر آب اندازه گیری کنید؟
he drank four deciliters of beer at the party.
او چهار دسیملتر آبجو در مهمانی نوشید.
we should buy at least six deciliters of olive oil.
ما باید حداقل شش دسیملتر روغن زیتون بخریم.
the recipe calls for one deciliter of sugar.
دستور غذا به یک دسیملتر شکر نیاز دارد.
she poured two deciliters of cream into the coffee.
او دو دسیملتر خامه در قهوه ریخت.
he measured out half a deciliter of vinegar.
او نصف دسیملتر سرکه اندازه گیری کرد.
how many deciliters are in this container?
در این ظرف چند دسیملتر وجود دارد؟
the cooking instructions recommend one and a half deciliters of broth.
دستورالعمل های پخت و پز یک و نیم دسیملتر آبگوشت توصیه می کند.
two deciliters
دو دسیلیتر
five deciliters
پنج دسیلیتر
ten deciliters
ده دسیلیتر
deciliters required
دسیلیتر مورد نیاز
measured in deciliters
اندازهگیری شده به دسیلیتر
one deciliter
یک دسیلیتر
deciliters needed
دسیلیتر مورد نیاز
deciliters of water
دسیلیتر آب
deciliters per serving
دسیلیتر در هر وعده
add deciliters
اضافه کردن دسیلیتر
we need two deciliters of milk for the recipe.
ما به دو دسیملتر شیر برای دستور غذا نیاز داریم.
the bottle contains five deciliters of juice.
بطری حاوی پنج دسیملتر آبمیوه است.
can you measure out three deciliters of water?
آیا می توانید سه دسیملتر آب اندازه گیری کنید؟
he drank four deciliters of beer at the party.
او چهار دسیملتر آبجو در مهمانی نوشید.
we should buy at least six deciliters of olive oil.
ما باید حداقل شش دسیملتر روغن زیتون بخریم.
the recipe calls for one deciliter of sugar.
دستور غذا به یک دسیملتر شکر نیاز دارد.
she poured two deciliters of cream into the coffee.
او دو دسیملتر خامه در قهوه ریخت.
he measured out half a deciliter of vinegar.
او نصف دسیملتر سرکه اندازه گیری کرد.
how many deciliters are in this container?
در این ظرف چند دسیملتر وجود دارد؟
the cooking instructions recommend one and a half deciliters of broth.
دستورالعمل های پخت و پز یک و نیم دسیملتر آبگوشت توصیه می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید