gallons

[ایالات متحده]/[ˈɡælənz]/
[بریتانیا]/[ˈɡælənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد حجم مایع برابر با 4.546 لیتر
n., plural یک مقدار مایع اندازه گیری شده به گالن

عبارات و ترکیب‌ها

gallons of water

گالن آب

gallons per minute

گالن در دقیقه

buying gallons

خرید گالن

used gallons

گالن مصرف شده

gallons left

گالن باقی مانده

filled gallons

گالن پر شده

shipping gallons

گالن ارسالی

gallon cost

هزینه گالن

gallon price

قیمت گالن

gallon size

حجم گالن

جملات نمونه

the tank holds 50 gallons of water.

цистерن ۵۰ گالن آب را در خود جای می‌دهد.

we need to purchase 100 gallons of gasoline.

ما نیاز داریم ۱۰۰ گالن بنزین خریداری کنیم.

the recipe calls for 2 gallons of milk.

این وصفه ۲ گالن شیر را نیاز دارد.

he spilled three gallons of orange juice.

او سه گالن آب نارانجی ریخت.

the truck delivered 2,000 gallons of diesel fuel.

شاسی ۲۰۰۰ گالن سوخت دیزل را تحویل داد.

they bought 5 gallons of paint for the project.

آن‌ها برای پروژه ۵ گالن رنگ خریدند.

the well produced 15 gallons per minute.

چاه هر دقیقه ۱۵ گالن تولید می‌کند.

the pool holds approximately 6,000 gallons.

استخر حدود ۶۰۰۰ گالن را در خود جای می‌دهد.

we used 8 gallons of propane for the grill.

ما برای گاز گوشت ۸ گالن پروpan استفاده کردیم.

the container has a capacity of 10 gallons.

ظرف ظرفیت ۱۰ گالن دارد.

they wasted several gallons of cooking oil.

آن‌ها چند گالن روغن پخت و پز را هدر دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید