decollated paper
کاغذ جدا شده
decollated documents
مدارک جدا شده
decollated reports
گزارشهای جدا شده
decollated materials
مواد جدا شده
decollated sheets
برگه های جدا شده
decollated forms
فرمهای جدا شده
decollated files
فایلهای جدا شده
decollated invoices
صورتحسابهای جدا شده
decollated pages
صفحات جدا شده
decollated sections
بخشهای جدا شده
the documents were decollated before being sent to the clients.
اسناد قبل از ارسال به مشتریان، جدا شده بودند.
she decollated the reports to make them easier to read.
او گزارشها را جدا کرد تا خواندن آنها آسانتر شود.
the printer automatically decollated the pages of the book.
دستگاه چاپ به طور خودکار صفحات کتاب را جدا کرد.
he decollated the forms to prepare for the meeting.
او فرمها را جدا کرد تا برای جلسه آماده شوند.
decollated materials are easier to distribute among team members.
مواد جدا شده، توزیع آسانتری در بین اعضای تیم دارند.
we need to decollate these files for the audit process.
ما باید این فایلها را برای فرآیند حسابرسی جدا کنیم.
the decollated sheets were stacked neatly on the table.
برگههای جدا شده به طور مرتب روی میز قرار داده شده بودند.
the technician decollated the printouts for quality control.
تکنسین، خروجیهای چاپ را برای کنترل کیفیت جدا کرد.
decollated pages can be easily sorted for review.
صفحات جدا شده را میتوان به راحتی برای بررسی مرتب کرد.
decollated paper
کاغذ جدا شده
decollated documents
مدارک جدا شده
decollated reports
گزارشهای جدا شده
decollated materials
مواد جدا شده
decollated sheets
برگه های جدا شده
decollated forms
فرمهای جدا شده
decollated files
فایلهای جدا شده
decollated invoices
صورتحسابهای جدا شده
decollated pages
صفحات جدا شده
decollated sections
بخشهای جدا شده
the documents were decollated before being sent to the clients.
اسناد قبل از ارسال به مشتریان، جدا شده بودند.
she decollated the reports to make them easier to read.
او گزارشها را جدا کرد تا خواندن آنها آسانتر شود.
the printer automatically decollated the pages of the book.
دستگاه چاپ به طور خودکار صفحات کتاب را جدا کرد.
he decollated the forms to prepare for the meeting.
او فرمها را جدا کرد تا برای جلسه آماده شوند.
decollated materials are easier to distribute among team members.
مواد جدا شده، توزیع آسانتری در بین اعضای تیم دارند.
we need to decollate these files for the audit process.
ما باید این فایلها را برای فرآیند حسابرسی جدا کنیم.
the decollated sheets were stacked neatly on the table.
برگههای جدا شده به طور مرتب روی میز قرار داده شده بودند.
the technician decollated the printouts for quality control.
تکنسین، خروجیهای چاپ را برای کنترل کیفیت جدا کرد.
decollated pages can be easily sorted for review.
صفحات جدا شده را میتوان به راحتی برای بررسی مرتب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید