decompressing

[ایالات متحده]/ˌdiː.kəmˈprɛs.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdiː.kəmˈprɛs.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به اندازه یا وضعیت اصلی آن پس از فشرده‌سازی بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

decompressing files

برداشتن فایل‌ها

decompressing data

برداشتن داده‌ها

decompressing archive

برداشتن آرشیو

decompressing images

برداشتن تصاویر

decompressing software

برداشتن نرم‌افزار

decompressing audio

برداشتن صوت

decompressing video

برداشتن ویدئو

decompressing documents

برداشتن اسناد

decompressing folder

برداشتن پوشه

decompressing content

برداشتن محتوا

جملات نمونه

decompressing the files took longer than expected.

برداشتن فایل‌ها بیشتر از حد مورد انتظار طول کشید.

she enjoys decompressing after a long day at work.

او از رفع فشار بعد از یک روز طولانی کاری لذت می برد.

decompressing your thoughts can help you relax.

رفع فشار از افکار شما می تواند به شما کمک کند تا آرام شوید.

he is decompressing by listening to music.

او با گوش دادن به موسیقی در حال رفع فشار است.

decompressing the data is essential for analysis.

رفع فشار از داده ها برای تجزیه و تحلیل ضروری است.

after decompressing, the software runs smoothly.

پس از رفع فشار، نرم افزار به طور روان اجرا می شود.

she spends weekends decompressing in nature.

او آخر هفته ها را در طبیعت رفع فشار می گذراند.

decompressing the archive revealed hidden files.

رفع فشار از آرشیو فایل های پنهان را نشان داد.

he finds that decompressing helps clear his mind.

او متوجه می شود که رفع فشار به پاک کردن ذهن او کمک می کند.

decompressing can improve your mental health.

رفع فشار می تواند به بهبود سلامت روان شما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید