decrepitations

[ایالات متحده]/dɪˌkrɛpɪˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/dɪˌkrɛpɪˈteɪʃənz/

ترجمه

n. صدای انفجاری یا اثر آن

عبارات و ترکیب‌ها

decrepitations heard

شنیدن صداهای خش خش

decrepitations observed

مشاهده صداهای خش خش

decrepitations noted

یادداشت صداهای خش خش

decrepitations detected

تشخیص صداهای خش خش

decrepitations reported

گزارش صداهای خش خش

decrepitations analyzed

تجزیه و تحلیل صداهای خش خش

decrepitations explained

توضیح صداهای خش خش

decrepitations identified

شناسایی صداهای خش خش

decrepitations recorded

ضبط صداهای خش خش

جملات نمونه

the decrepitations of the old building were alarming.

آواهای فرسودگی ساختمان قدیمی نگران کننده بود.

we could hear the decrepitations as we walked through the abandoned house.

ما می‌توانستیم آواهای فرسودگی را بشنویم در حالی که از طریق خانه متروکه عبور می‌کردیم.

the decrepitations echoed through the empty halls.

آواهای فرسودگی در راهروهای خالی طنین انداز شد.

his knees made decrepitations whenever he stood up.

وقتی بلند می‌شد، زانوهایش آواهای فرسودگی ایجاد می‌کرد.

she winced at the decrepitations of the old car.

او با دیدن آواهای فرسودگی ماشین قدیمی اخم کرد.

the decrepitations of the machinery indicated it was time for repairs.

آواهای فرسودگی ماشین آلات نشان می‌داد که زمان تعمیر فرا رسیده است.

as the storm approached, the decrepitations of the trees were unsettling.

با نزدیک شدن طوفان، آواهای فرسودگی درختان آزاردهنده بود.

his back gave out with a series of decrepitations.

پشتش با مجموعه‌ای از آواهای فرسودگی از کار افتاد.

the decrepitations of the floorboards warned us to tread carefully.

آواهای فرسودگی کفپوش‌ها به ما هشدار می‌داد که با احتیاط قدم برداریم.

they investigated the decrepitations to determine the source of the noise.

آنها آواهای فرسودگی را بررسی کردند تا منبع صدا را تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید