deficience

[ایالات متحده]/ˈdɛfɪsɪəns/
[بریتانیا]/dɪˈfɪʃəns/

ترجمه

n. عدم عملکرد به طور طبیعی؛ کمبود چیزی ضروری؛ نقص یا عیب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nutritional deficience

کمبود تغذیه

vitamin deficience

کمبود ویتامین

iron deficience

کمبود آهن

calcium deficience

کمبود کلسیم

deficience diagnosis

تشخیص کمبود

deficience symptoms

علائم کمبود

deficience treatment

درمان کمبود

deficience assessment

ارزیابی کمبود

deficience causes

علت های کمبود

deficience prevention

جلوگیری از کمبود

جملات نمونه

his speech revealed a deficience in understanding the topic.

سخنرانی او نشان دهنده کمبود در درک موضوع بود.

the report highlighted a deficience in the company's safety protocols.

گزارش نشان دهنده کمبود در پروتکل‌های ایمنی شرکت بود.

she showed a deficience in her math skills during the exam.

او در امتحان، کمبود مهارت‌های ریاضی خود را نشان داد.

there is a deficience of resources in the rural areas.

در مناطق روستایی، کمبود منابع وجود دارد.

the study found a deficience in the current healthcare system.

مطالعه، کمبود در سیستم بهداشت و درمان فعلی را نشان داد.

his deficience in communication led to misunderstandings.

کمبود او در برقراری ارتباط منجر به سوء تفاهم شد.

addressing the deficience in education is crucial for development.

رسیدگی به کمبود در آموزش برای توسعه بسیار مهم است.

they identified a deficience in the project’s budget allocation.

آنها کمبود در تخصیص بودجه پروژه را شناسایی کردند.

the deficience in the software caused several issues for users.

کمبود در نرم‌افزار باعث ایجاد چندین مشکل برای کاربران شد.

her deficience in language skills affected her job prospects.

کمبود مهارت‌های زبانی او بر چشم انداز شغلی او تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید