defund

[ایالات متحده]/dɪˈfʌnd/
[بریتانیا]/dɪˈfʌnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از تأمین مالی برداشت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defund police

کاهش بودجه پلیس

defund schools

کاهش بودجه مدارس

defund programs

کاهش بودجه برنامه‌ها

defund initiatives

کاهش بودجه طرح‌های اولیه

defund government

کاهش بودجه دولت

defund services

کاهش بودجه خدمات

defund organizations

کاهش بودجه سازمان‌ها

defund charities

کاهش بودجه خیریه‌ها

defund education

کاهش بودجه آموزش

جملات نمونه

the government decided to defund the controversial program.

دولت تصمیم گرفت برنامه بحث‌برانگیز را لغو بودجه کند.

many activists are calling to defund the police.

بسیاری از فعالان خواهان لغو بودجه پلیس هستند.

some schools are facing pressure to defund sports programs.

برخی از مدارس تحت فشار برای لغو بودجه برنامه‌های ورزشی قرار دارند.

they plan to defund the project due to budget cuts.

آنها قصد دارند به دلیل کاهش بودجه، پروژه را لغو بودجه کنند.

activists argue that we should defund harmful institutions.

فعالان استدلال می‌کنند که ما باید نهادهای مضر را لغو بودجه کنیم.

some politicians want to defund certain public services.

برخی از سیاستمداران می‌خواهند خدمات عمومی خاصی را لغو بودجه کنند.

the proposal aims to defund outdated technologies.

این پیشنهاد با هدف لغو بودجه فناوری‌های قدیمی است.

there is a growing movement to defund private prisons.

جنبشی رو به رشد برای لغو بودجه زندان‌های خصوصی وجود دارد.

some community leaders support efforts to defund harmful practices.

برخی از رهبران جامعه از تلاش‌ها برای لغو بودجه روش‌های مضر حمایت می‌کنند.

we need to discuss the implications of defunding education.

ما باید پیامدهای لغو بودجه آموزش را مورد بحث قرار دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید