degenerations

[ایالات متحده]/dɪˌdʒɛn.əˈreɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/dɪˌdʒɛn.əˈreɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند بدتر شدن یا کمتر قابل قبول شدن؛ وضعیت از دست دادن ویژگی‌های فیزیکی یا روانی معمول؛ کاهش یا زوال اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

cell degenerations

تخریب سلولی

muscle degenerations

تخریب عضلانی

tissue degenerations

تخریب بافتی

nerve degenerations

تخریب عصبی

joint degenerations

تخریب مفصلی

degenerative degenerations

تخریب‌های پیشرونده

age-related degenerations

تخریب‌های مرتبط با سن

degenerations process

فرآیند تخریب

chronic degenerations

تخریب‌های مزمن

degenerations symptoms

علائم تخریب

جملات نمونه

many diseases are caused by genetic degenerations.

بسیاری از بیماری‌ها ناشی از زوالات ژنتیکی هستند.

degenerations in muscle tissue can lead to serious health issues.

زوال در بافت عضلانی می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the study focused on the degenerations of neural pathways.

مطالعه بر روی زوال مسیرهای عصبی متمرکز بود.

environmental factors can accelerate the degenerations of ecosystems.

عوامل محیطی می‌توانند زوال اکوسیستم‌ها را تسریع کنند.

scientists are researching the degenerations associated with aging.

دانشمندان در حال تحقیق در مورد زوالات مرتبط با پیری هستند.

degenerations in vision can occur due to various health conditions.

زوال در بینایی می‌تواند به دلیل شرایط مختلف سلامتی رخ دهد.

preventing degenerations in the brain is a key area of research.

جلوگیری از زوال در مغز یک حوزه کلیدی تحقیق است.

degenerations of the spine can cause chronic pain.

زوال ستون فقرات می‌تواند باعث درد مزمن شود.

regular exercise can help slow down muscle degenerations.

ورزش منظم می‌تواند به کند کردن زوال عضلانی کمک کند.

we must address the degenerations of our natural resources.

ما باید به زوال منابع طبیعی خود رسیدگی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید