degustation

[ایالات متحده]/ˌdeɡʌsˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdeɡʌsˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چشیدن غذا یا نوشیدنی؛ ارزیابی حسی غذا و نوشیدنی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wine degustation

چشیدن شراب

food degustation

چشیدن غذا

cheese degustation

چشیدن پنیر

beer degustation

چشیدن آبجو

olive oil degustation

چشیدن روغن زیتون

chocolate degustation

چشیدن شکلات

dessert degustation

چشیدن دسر

tea degustation

چشیدن چای

whiskey degustation

چشیدن ویسکی

spice degustation

چشیدن ادویه

جملات نمونه

the wine degustation was a delightful experience.

تجربه مزه‌دهی شراب تجربه‌ای دلپذیر بود.

we organized a cheese and wine degustation event.

ما یک رویداد مزه‌دهی پنیر و شراب سازماندهی کردیم.

during the degustation, we learned about different flavors.

در طول مزه‌دهی، درباره طعم‌های مختلف یاد گرفتیم.

the chef prepared a special menu for the degustation.

سرآشپز یک منوی ویژه برای مزه‌دهی آماده کرد.

she enjoyed the degustation of local delicacies.

او از مزه‌دهی غذاهای محلی لذت برد.

the degustation included five courses paired with wines.

مزه دهی شامل پنج دوره همراه با شراب بود.

he was excited to attend the chocolate degustation.

او برای شرکت در مزه‌دهی شکلات هیجان داشت.

degustation events often feature expert sommeliers.

رویدادهای مزه‌دهی اغلب دارای سوملیرهای متخصص هستند.

they offered a unique degustation experience for food lovers.

آنها یک تجربه مزه‌دهی منحصر به فرد برای عاشقان غذا ارائه دادند.

after the degustation, we discussed our favorite dishes.

بعد از مزه‌دهی، درباره غذاهای مورد علاقه خود بحث کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید