dehistorization

[ایالات متحده]/[UK phonetic]/
[بریتانیا]/[US phonetic]/

ترجمه

n. فرایند حذف یا کاهش پیش زمینه تاریخی از چیزی؛ باعث می‌شود که چیزی به صورت بدون پیش زمینه یا توسعه تاریخی ظاهر شود؛ (آکادمیک) رفتار ایدئولوژیک حذف تحلیل یا دیدگاه تاریخی از یک موضوع، نظریه یا داستان.

عبارات و ترکیب‌ها

dehistorization process

فرآیند دی هیستوریزاسیون

systematic dehistorization

دی هیستوریزاسیون سیستماتیک

cultural dehistorization

دی هیستوریزاسیون فرهنگی

complete dehistorization

دی هیستوریزاسیون کامل

dehistorization policy

سیاست دی هیستوریزاسیون

ideological dehistorization

دی هیستوریزاسیون ایدئولوژیک

deliberate dehistorization

دی هیستوریزاسیون قصدی

collective dehistorization

دی هیستوریزاسیون جمعی

جملات نمونه

the systematic dehistorization of national curricula has alarmed many educators.

دехیستوری سیستماتیک محتوای آموزشی ملی بسیاری از معلمان را نگران کرده است.

cultural dehistorization often occurs during periods of rapid modernization.

دехیستوری فرهنگی اغلب در دوره‌هایی که به‌سرعت مدرنیزاسیون رخ می‌دهد، اتفاق می‌افتد.

critics argue that the dehistorization of collective memory weakens social cohesion.

انتقادات می‌گویند که دехیستوری حافظه جمعی باعث تضعیف همبستگی اجتماعی می‌شود.

the dehistorization process in this region took several decades to complete.

فرآیند دехیستوری در این منطقه چند دهه طول کشید تا به پایان برسد.

some scholars link political dehistorization to authoritarian governance.

برخی دانشمندان دехیستوری سیاسی را به حکومت دiktاتوری مرتبط می‌کنند.

the museum's new exhibit avoids dehistorization by presenting primary sources.

موزه با ارائه منابع اولیه، از دехیستوری در نمایش جدید خود جلوگیری می‌کند.

dehistorization of traditional narratives can lead to loss of cultural identity.

دехیستوری داستان‌های سنتی می‌تواند منجر به از دست دادن هویت فرهنگی شود.

television dramas frequently undergo dehistorization for entertainment purposes.

دramas تلویزیونی اغلب برای اهداف سرگرمی دехیستوری می‌شوند.

the dehistorization trend in education concerns parents and teachers alike.

رُوند دехیستوری در آموزش هم والدین و هم معلمان را نگران می‌کند.

complete dehistorization of historical events distorts public understanding.

دехیستوری کامل رویدادهای تاریخی درک عمومی را به گمراهی می‌کشاند.

anthropologists study how colonial powers used dehistorization as a tool.

antroپولوژیست‌ها مطالعه می‌کنند که قدرت‌های استعماری چگونه از دехیستوری به عنوان یک ابزار استفاده کردند.

preventing dehistorization requires commitment to accurate historical documentation.

جلوگیری از دехیستوری نیازمند تعهد به مستندسازی تاریخی دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید