forgetting

[ایالات متحده]/fəˈɡɛtɪŋ/
[بریتانیا]/fərˈɡɛtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت فراموشی
v. عمل عدم به یاد آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

forgetting things

فراموش کردن چیزها

forgetting names

فراموش کردن نام‌ها

forgetting dates

فراموش کردن تاریخ‌ها

forgetting passwords

فراموش کردن رمزهای عبور

forgetting promises

فراموش کردن وعده‌ها

forgetting appointments

فراموش کردن قرار ملاقات‌ها

forgetting faces

فراموش کردن چهره‌ها

forgetting memories

فراموش کردن خاطرات

forgetting tasks

فراموش کردن وظایف

forgetting details

فراموش کردن جزئیات

جملات نمونه

forgetting important dates can lead to misunderstandings.

فراموش کردن تاریخ‌های مهم می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she has a habit of forgetting names easily.

او عادت دارد که به راحتی نام‌ها را فراموش کند.

forgetting your keys can be very frustrating.

فراموش کردن کلیدهایتان می‌تواند بسیار ناامیدکننده باشد.

he is always forgetting his phone at home.

او همیشه تلفن همراه خود را در خانه فراموش می‌کند.

forgetting to send an email can delay the project.

فراموش کردن ارسال ایمیل می‌تواند باعث تاخیر در پروژه شود.

she worries about forgetting her lines during the play.

او نگران فراموش کردن دیالوگ‌هایش در طول نمایش است.

forgetting to pay bills can lead to late fees.

فراموش کردن پرداخت قبوض می‌تواند منجر به پرداخت جریمه‌های دیررس شود.

he has a knack for forgetting where he parked his car.

او استعداد فراموش کردن جایی که ماشینش را پارک کرده دارد.

forgetting to take your medication can have serious consequences.

فراموش کردن مصرف داروها می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

they often talk about forgetting the past and moving on.

آنها اغلب در مورد فراموش کردن گذشته و ادامه دادن صحبت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید