dehorn

[ایالات متحده]/dɪˈhɔːn/
[بریتانیا]/dɪˈhɔrn/

ترجمه

n. یک مست
v. شاخ‌ها را از یک حیوان برداشتن
vt. رشد شاخ‌ها را جلوگیری کردن؛ هرس کردن (در باغبانی)
Word Forms
قسمت سوم فعلdehorned
زمان گذشتهdehorned
صفت یا فعل حال استمراریdehorning
شکل سوم شخص مفردdehorns

عبارات و ترکیب‌ها

dehorn cattle

حذف شاخ گاو

dehorn animals

حذف شاخ حیوانات

dehorn procedure

روش حذف شاخ

dehorn safely

حذف شاخ به طور ایمن

dehorn technique

تکنیک حذف شاخ

dehorn method

روش حذف شاخ

dehorn process

فرآیند حذف شاخ

dehorn horned

حذف شاخ حیوانات شاخدار

dehorn early

حذف شاخ در اوایل

جملات نمونه

farmers often dehorn cattle to prevent injuries.

کشاورزان اغلب شاخ‌های گاوها را برای جلوگیری از آسیب‌ها می‌گیرند.

it's important to dehorn goats for their safety.

مهم است که بزها را برای ایمنی آن‌ها شاخ‌دار نکنند.

veterinarians recommend to dehorn young animals.

دامپزشکان توصیه می‌کنند حیوانات جوان را شاخ‌دار نکنند.

dehorning can reduce aggression in some species.

شاخ‌دار کردن می‌تواند باعث کاهش پرخاشگری در برخی از گونه‌ها شود.

many farmers choose to dehorn their livestock.

بسیاری از کشاورزان انتخاب می‌کنند که دام‌های خود را شاخ‌دار نکنند.

dehorning is a common practice in animal husbandry.

شاخ‌دار کردن یک عمل رایج در دامداری است.

some people oppose dehorning for ethical reasons.

برخی از افراد به دلایل اخلاقی با شاخ‌دار کردن مخالفند.

after they dehorn the bulls, they become less aggressive.

بعد از اینکه آن‌ها شاخ‌های گاو نرها را گرفتند، آن‌ها کمتر پرخاشگر می‌شوند.

proper techniques are essential when dehorning animals.

تکنیک‌های مناسب هنگام شاخ‌دار کردن حیوانات ضروری هستند.

the process to dehorn requires careful handling.

فرایند شاخ‌دار کردن نیاز به رسیدگی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید