rehydrate

[US]/ˌriːhaɪˈdreɪt/
[UK]/ˌriːhaɪˈdreɪt/
Frequency: Very High

Translation

v. رطوبت را به چیزی بازگرداندن

Phrases & Collocations

rehydrate food

آبرسانی غذا

rehydrate vegetables

آبرسانی سبزیجات

rehydrate soup

آبرسانی سوپ

rehydrate powder

آبرسانی پودر

rehydrate mixture

آبرسانی مخلوط

rehydrate grains

آبرسانی غلات

rehydrate instant

آبرسانی فوری

rehydrate ingredients

آبرسانی مواد تشکیل دهنده

rehydrate snacks

آبرسانی میان وعده

rehydrate meals

آبرسانی وعده غذایی

Example Sentences

you should rehydrate after exercising.

بعد از ورزش کردن باید دوباره آب بدن را تامین کنید.

it’s important to rehydrate your skin in winter.

در زمستان، حفظ رطوبت پوست شما بسیار مهم است.

drink plenty of water to rehydrate your body.

برای بازگرداندن آب بدن، مقدار زیادی آب بنوشید.

dehydration can be dangerous, so remember to rehydrate.

کم آبی می تواند خطرناک باشد، بنابراین به یاد داشته باشید که دوباره آب بدن را تامین کنید.

after a long flight, it's essential to rehydrate.

بعد از یک پرواز طولانی، حفظ رطوبت بدن ضروری است.

sports drinks can help you rehydrate quickly.

نوشیدنی های ورزشی می توانند به شما کمک کنند تا به سرعت دوباره آب بدن را تامین کنید.

rehydrate your dried fruits before using them in recipes.

قبل از استفاده از میوه های خشک در دستور العمل ها، دوباره آب بدن آنها را تامین کنید.

make sure to rehydrate your plants regularly.

مطمئن شوید که گیاهان خود را به طور منظم دوباره آب رسانی می کنید.

she used a moisturizer to rehydrate her face.

او از یک مرطوب کننده برای حفظ رطوبت صورتش استفاده کرد.

to avoid fatigue, rehydrate throughout the day.

برای جلوگیری از خستگی، در طول روز دوباره آب بدن را تامین کنید.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now