| جمع | dekagrams |
dekagram weight
وزن دکاوگرامی
dekagram scale
مقیاس دکاوگرامی
dekagram measurement
اندازهگیری دکاوگرامی
dekagram conversion
تبدیل دکاوگرم
dekagram sample
نمونه دکاوگرامی
dekagram bag
کیف دکاوگرامی
dekagram value
ارزش دکاوگرامی
dekagram food
غذا دکاوگرامی
dekagram limit
حد دکاوگرامی
dekagram portion
بخش دکاوگرامی
the recipe calls for 50 dekagrams of flour.
دستورالعمل نیاز به 50 دکاوگرام آرد دارد.
she weighed the ingredients in dekagrams for accuracy.
او مواد لازم را برای دقت به دکاوگرام وزن کرد.
a dekagram is equal to 10 grams.
یک دکاوگرام برابر با 10 گرم است.
he bought 20 dekagrams of cheese from the market.
او 20 دکاوگرام پنیر از بازار خرید.
for this dish, you need 30 dekagrams of sugar.
برای این غذا، به 30 دکاوگرام شکر نیاز دارید.
the scientist measured the sample in dekagrams.
دانشمند نمونه را به دکاوگرام اندازه گیری کرد.
each serving contains about 15 dekagrams of protein.
هر وعده غذایی حاوی حدود 15 دکاوگرام پروتئین است.
he is trying to lose weight by reducing his dekagram intake.
او سعی دارد با کاهش مصرف دکاوگرام وزن کم کند.
the nutrition label lists the serving size in dekagrams.
برچسب تغذیه اندازه سهم را به دکاوگرام فهرست می کند.
she carefully measured out 5 dekagrams of spices.
او با دقت 5 دکاوگرام ادویه اندازه گیری کرد.
dekagram weight
وزن دکاوگرامی
dekagram scale
مقیاس دکاوگرامی
dekagram measurement
اندازهگیری دکاوگرامی
dekagram conversion
تبدیل دکاوگرم
dekagram sample
نمونه دکاوگرامی
dekagram bag
کیف دکاوگرامی
dekagram value
ارزش دکاوگرامی
dekagram food
غذا دکاوگرامی
dekagram limit
حد دکاوگرامی
dekagram portion
بخش دکاوگرامی
the recipe calls for 50 dekagrams of flour.
دستورالعمل نیاز به 50 دکاوگرام آرد دارد.
she weighed the ingredients in dekagrams for accuracy.
او مواد لازم را برای دقت به دکاوگرام وزن کرد.
a dekagram is equal to 10 grams.
یک دکاوگرام برابر با 10 گرم است.
he bought 20 dekagrams of cheese from the market.
او 20 دکاوگرام پنیر از بازار خرید.
for this dish, you need 30 dekagrams of sugar.
برای این غذا، به 30 دکاوگرام شکر نیاز دارید.
the scientist measured the sample in dekagrams.
دانشمند نمونه را به دکاوگرام اندازه گیری کرد.
each serving contains about 15 dekagrams of protein.
هر وعده غذایی حاوی حدود 15 دکاوگرام پروتئین است.
he is trying to lose weight by reducing his dekagram intake.
او سعی دارد با کاهش مصرف دکاوگرام وزن کم کند.
the nutrition label lists the serving size in dekagrams.
برچسب تغذیه اندازه سهم را به دکاوگرام فهرست می کند.
she carefully measured out 5 dekagrams of spices.
او با دقت 5 دکاوگرام ادویه اندازه گیری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید