deliquescing

[ایالات متحده]/ˌdɛlɪˈkwɛsɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdɛlɪˈkwɛsɪŋ/

ترجمه

vi. مایع شدن یا حل شدن، به ویژه با جذب رطوبت از هوا

عبارات و ترکیب‌ها

deliquescing substance

ماده روان‌شدنی

deliquescing crystals

بلورهای روان‌شدنی

deliquescing salts

نمک‌های روان‌شدنی

deliquescing process

فرآیند روان‌شدگی

deliquescing material

مواد روان‌شدنی

deliquescing agent

عامل روان‌شدگی

deliquescing phase

فاز روان‌شدگی

deliquescing reaction

واکنش روان‌شدگی

deliquescing phenomenon

پدیده‌ی روان‌شدگی

deliquescing humidity

رطوبت روان‌شدنی

جملات نمونه

the snow is deliquescing under the warm sun.

برف در زیر نور خورشید گرم در حال آب شدن است.

the sugar was deliquescing in the humid air.

شکر در هوای مرطوب در حال حل شدن بود.

as the ice cream sat out, it began deliquescing.

همانطور که بستنی بیرون می ماند، شروع به حل شدن کرد.

salt can be deliquescing in high humidity.

نمک ممکن است در هوای مرطوب در حال حل شدن باشد.

the metal showed signs of deliquescing due to moisture.

فلز به دلیل رطوبت علائمی از حل شدن نشان داد.

in the heat, the chocolate started deliquescing.

در گرما، شکلات شروع به حل شدن کرد.

we watched the snowflakes deliquescing on our tongues.

ما شاهد بودیم که برف ها روی زبان های ما در حال آب شدن هستند.

the candle wax was deliquescing as it burned.

پارافین شمع در حال آب شدن بود زیرا می سوخت.

the crystals were deliquescing, forming a syrupy liquid.

بلورها در حال حل شدن بودند و یک مایع شربتی ایجاد می کردند.

humidity caused the cheese to start deliquescing.

رطوبت باعث شد پنیر شروع به حل شدن کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید